آنان بر وى ، و اينكه چگونه نماز شعيب و دعايش آنان را از پيروى و تبعيت كردن از نياكانشان بازداشته و منع نمايد و اجازه نمىدهد آنان در اموالشان به دلخواه خود تصرف نمايند ، پنهان و پوشيده مانده است .
بنابراين ، ظاهرا اين خاتمه با مقصود اصلى آنان كه همان استنكار بر شعيب - عليه السلام - است ، تناسبى ندارد ، لكن اين مشكل در صورتى كه توجه به سخنان آنها نماييم و بدانيم كه سخنان آنان از باب سخريّت و استهزا بوده ، حل مىشود .
« زمخشرى » مىگويد : « قوم حضرت شعيب - عليه السلام - از قولشان
إِنَّكَ لَأَنْتَ الْحَلِيمُ الرَّشِيدُ
، خواستهاند كه نسبت سفاهت و عجز بىنهايت را به وى بدهند و آن را عكس نمودهاند تا اينكه او را بدين وسيله به استهزا و مسخره بگيرند ، چنان كه وقتى بخواهند شخص بخيلى را مورد استهزا قرار دهند ، به او مىگويند : « اگر حاتم تو را ببيند همانا براى تو سجده خواهد كرد » « 1 » .
برخى هم گفتهاند : معناى آيه اين است كه تو در بين قوم خود به حلم و رشد عقلى ، معروف هستى . و اين با كارها و دستورهايى كه مىدهى ، و با آن حالات و شهرت تو سازگارى ندارد « 2 » .
« حلم » عبارت است از : بردبارى ، شكيبايى ، حوصله ، خوش اخلاقى .
و گاهى به معنى عقل ، در مقابل جهالت و سفاهت ، استعمال مىشود . و رشد ؛ يعنى بصيرت و آگاهى لازم در تدبير معاش و قدرت بر تصرف در اموال ، طبق اصول انسانى .
بنابراين ، معناى آيه چنين مىشود كه : اگر داراى حلم هستى پس چطور ما را از ادامهء راه نياكانمان منع مىنمايى ؟ در حالى كه پيروى از آباء ، اجداد ، اسلاف و نياكان ( از نظر آنان ) از مقتضيات و احكام عقل است . و اگر در عقل ، رشيد
هامش
( 1 ) يقال فىالمثل : ما يبضّ حجره : اى ما تندّى ، من بضّ الماء بضيضا اذا سال .
( 2 ) الكشاف ، ج 2 ، ص 420 .