تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تناسب آيات ( فارسى ) — صفحة 59

مساهمون:

ص٥٩
و هدايت شده‌اى ، پس چگونه ما را از تصرف در اموال خودمان آن طور كه دلمان مىخواهد منع مىنمايى ، با اينكه مردم بر اموال خود مسلطند ، و بر طبق ميل و رغبت خودشان در آن تصرف مىنمايند . و اين يك قاعدهء عقلى و مورد توافق و امضاى عقلاى عالم است . مثال 2 : آيهء شريفهء :
هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُمْ ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً ثُمَّ اسْتَوى إِلَى السَّماءِ فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ
« 1 » . مثال 3 : آيهء شريفهء :
قُلْ إِنْ تُخْفُوا ما فِي صُدُورِكُمْ أَوْ تُبْدُوهُ يَعْلَمْهُ اللَّهُ وَ يَعْلَمُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ وَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
« 2 » . در دو آيه فوق ، با يك نظر سطحى چنين به نظر مىرسد كه آيهء اول ، مناسب بود كه با « قدرت » ختم شود ؛ زيرا سخن از خلقت عالم است . و اين با قدرت تناسب دارد . و مناسب بود كه آيهء دوم ، با « علم » ختم گردد ؛ چون سخن در مورد علم حضرت حق به مكنونات دلهاست ، و اين با « عليم » تناسب دارد . ولى بايد توجه داشت كه سخن در آيهء اول ، از خلقت و تدبير ( عالم ) بود ؛ زيرا فرمود :
خَلَقَ لَكُمْ
يعنى براى مصالح شما و بر حسب نيازهاى شما و تأمين معاش شما . روى اين جهت ، مناسب بود كه با علم به شئون خلقت و احاطه به مصالح آنان ختم گردد . امّا در آيهء دوم ، سياق ، سياق وعيد ، تحذير و نهى از اتّخاذ كفار به عنوان دوست بود ؛ چرا كه آيهء قبل از آن ، مؤمنان را از دوستى با كافران نهى فرمود و آنها را
هامش
( 1 ) يعنى : او خدايى است كه همهء موجودات زمين را براى شما خلق كرد ، پس از آن ، به خلقت آسمان همت گماشت و هفت آسمان را بر فراز يكديگر بر افراشت . و او به هر چيز داناست . ( بقره : 29 ) . ( 2 ) يعنى : بگو اى پيامبر ! هر چه را در دل پنهان داشته و يا آشكار كنيد ، خدا به همهء آنها آگاه است و به هر چه در آسمانها و زمين است داناست و خدا بر همه چيز تواناست ( آل عمران : 29 ) .