تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تناسب آيات ( فارسى ) — صفحة 57

مساهمون:

ص٥٧
هستند كه محاسن احكام الهى را درك مىنمايند ؛ زيرا هيچ حجابى از حجب جاهليت و عناد و لجاجت ، جلو چشم آنها را نگرفته و نمىگيرد . مثال 4 : آيهء شريفهء :
إِنَّكَ لا تُسْمِعُ الْمَوْتى وَ لا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعاءَ إِذا وَلَّوْا مُدْبِرِينَ
« 1 » . مقصود اصلى آيهء شريفه بدون لحاظ عبارت
إِذا وَلَّوْا مُدْبِرِينَ
كامل و تمام گشته ، جز اينكه آن افادهء مبالغه در عدم امكان اسماع كران مىنمايد ؛ زيرا اسماع و شنوانيدن كران در حال عادى ، خود دشوار است ، تا چه رسد به اينكه آنان پشت به حقيقت و صاحب صدا نموده ، فرار كنند . بنابراين « اسماع أصمّ إذا ولى مدبرا » ابلغ در تغافل و اعراض وى از شنيدن دعوت حق خواهد بود .

فواصلى كه وجه تناسب آنها روشن نشده است

با توجه به اينكه همه فواصل آيات ، از تناسب بسيار بالايى برخوردارند ، در عين حال برخى از موارد ، براى قرّاء و دانشمندان ناشناخته مانده است كه به عنوان نمونه به چند آيه اشاره مىكنيم : مثال 1 : آيهء شريفهء :
قالُوا يا شُعَيْبُ أَ صَلاتُكَ تَأْمُرُكَ أَنْ نَتْرُكَ ما يَعْبُدُ آباؤُنا أَوْ أَنْ نَفْعَلَ فِي أَمْوالِنا ما نَشؤُا إِنَّكَ لَأَنْتَ الْحَلِيمُ الرَّشِيدُ
« 2 » . چه بسا وجه مناسبت ، وصف پيامبرشان ( شعيب - عليه السلام - ) به حليمى ، بردبارى ، رشد و آگاهى ؛ يعنى كياست ، زرنگى و وفور عقل ، با استنكار
هامش
( 1 ) يعنى : همانا تو نتوانى كه مردگان ( و مرده دلان كفر ) را سخنى بشنوايى و يا كران ( باطن ) را كه از گفتارت روى مىگردانند ، به حقيقت شنوا كنى ( نمل : 80 ) . ( 2 ) يعنى : قوم ، به مسخره گفتند : اى شعيب ! آيا اين نماز تو شما را مأمور مىكند كه ما را از پرستش خدايان پدرانمان ، و از تصرف در اموالمان ، به دلخواه خودمان ، منع كنى ؟ همانا تو بسيار مرد بردبار و درستكارى هستى ( هود : 87 ) .