و اتمام يافته ، و لكن براى اينكه فضاحت و زشتى حالت آنان را در بالاترين درجه و مبالغهآميز ، نشان داده باشد ، در زيادى مبالغه ، فرورفته و فزونى مبالغه در گمراهى و ضلالت آنها را افاده فرموده است ؛ به طورى كه عدم سودمندى و استفادهء آنان در تجارت ، به عدم راهيابى آنها به راههاى صحيح تجارت ، نسبت داده شده است . و به همين جهت ، به جاى خير ، شرّ ، و به جاى صلاح ، فساد به دست آوردهاند . ( در حقيقت خير را تبديل به شر ، و صلاح را تبديل به فساد نمودهاند ) .
مثال 2 : آيات :
وَ جاءَ مِنْ أَقْصَا الْمَدِينَةِ رَجُلٌ يَسْعى قالَ يا قَوْمِ اتَّبِعُوا الْمُرْسَلِينَ * اتَّبِعُوا مَنْ لا يَسْئَلُكُمْ أَجْراً وَ هُمْ مُهْتَدُونَ
« 1 » در اين آيهء شريفه ، معنى كلام ، بدون جملهء
وَ هُمْ مُهْتَدُونَ
خاتمه يافته و تمام شده است ؛ زيرا انبيا - عليهم السلام - يقينا هدايتيافتگانند . و لكن از باب « ايغال » افادهء زيادى ترغيب بر اتّباع و پيروى از پيامبران - عليهم السلام - را فرموده ، و اين معنى را ترسيم كرده كه همانا پيروى و متابعت انبيا - عليهم السلام - هرگز زيانى به دنبال ندارد .
مثال 3 : آيهء شريفهء :
أَ فَحُكْمَ الْجاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُكْماً لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ
« 2 » .
چنان كه « زركشى » مىگويد : معناى كلام بدون عبارت
لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ
كامل شده و خاتمه يافته است ؛ جز اينكه رعايت قوانين فواصل ، يك نوع زيادى معنا و مبالغه در آن را افاده نموده است . و آن اين است كه اهل يقين همانهايى
هامش
هدايت ، نيافتند ( بقره : 16 ) .
( 1 ) يعنى : مردى شتابان از دورترين نقاط شهر فرا رسيد و گفت : اى مردم ! رسولان خدا را پيروى كنيد ؛ از آنان كه هيچ اجر و مزد رسالتى نمىخواهند و هدايت يافتهاند ( يس :
20 و 21 ) .
( 2 ) يعنى : آيا ( با وجود اين دين كامل و قوانين محكم آسمانى ) باز تقاضاى تجديد حكم زمان جاهليت را دارند ؟ و كدام حكم از حكم خدا براى اهل يقين نيكوتر خواهد بود ؟ ( مائده : 50 ) .