وَ لِيَتَذَكَّرَ أُولُوا الْأَلْبابِ
« 1 » .
و اگر منظور اين است كه از عامّهء مردم ، محجوب است و علم آن فقط در انحصار اولياء اللّه و مخلصان قرار دارد - كه البته دارد - اين نظريه قابل قبول است ؛ يعنى : اين آيات و كلمات ، رموزى هستند بين خدا و رسول كه به آن جز مطهّرون و پاكان ، دست نيالايند و غير از امناى وحى و اميران ايمان ، بدان راه نيابند ، چنان كه شاعر مىگويد :
( ميان عاشق و معشوق رمزى است * چه داند آنكه اشتر مىچراند ؟ )
اهل دل گفتهاند : تخاطب ، محاوره و گفتگو با حروف مفرده از جمله سنتهاى احباب و دوستان است در سنن دوستى . بنابراين ، اين حروف ، سرّ حبيبى است با حبيب خود ، به طورى كه احدى از بيگانگان از آن اطلاع حاصل نخواهد كرد .
بين المحبّين سر ليس يفشيه * قول و لا قلم للخلق يحكيه
« 2 » سيد رضى الدين بن طاووس ( متوفاى سال 664 ) از كتاب حقائق التفسير ، تأليف ابى عبد الرحمن محمد بن حسين سلمى ( متوفاى سال 412 ) و او از امام جعفر بن محمد صادق - عليهما السلام - نقل مىنمايد كه : « الم » رمز و اشارهاى است بين خدا و رسولش . و حضرت احديت نخواسته است كه احدى بر آن مطلع گردد .
و به همين دليل آن را در قالب حروفى ريخته است كه دور از درك اغيار باشد . و اين سرّ ، فقط بين خدا و رسول ، افشا و ظهور يافته است نه ديگران « 3 » .
مرحوم محمد جواد بلاغى مىگويد : « اشكالى ندارد و مانعى نيست كه در
هامش
( 1 ) ص : 29 يعنى : اين قرآن بزرگ ، كتابى مبارك و عظيم الشأن است كه بر تو نازل كرديم تا امت در آياتش تفكر كنند و صاحبان عقل ، متذكر حقايق آن شوند .
( 2 ) يعنى : بين دوستان ، سرّى است كه نه قول و سخنى آن را افشا و نه قلمى آن را براى ديگران ، حكايت تواند نمود .
( 3 ) سعد السعود ، ط نجف ، صفحه 217 و بحار الانوار ، ج 89 ، ص 384 .