تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تناسب آيات ( فارسى ) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
بعضىها گفته‌اند : قول خداى تعالى :
وَ كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ
« 1 » هم ، از همين باب است ؛ زيرا آفتاب و ماه و شب و روز ، از ذوى العقول نيستند كه فعل جمع مذكر ، بدانها نسبت داده شده است ، ولى جمع مذكر سالم كه بدانها نسبت داده شده به خاطر رعايت فاصلهء « نونى » است كه در آخر آيات ديگر آمده است . و همچنين است قول خداى تعالى :
رَأَيْتُهُمْ لِي ساجِدِينَ
« 2 » و باز از همين باب است :
فَفَرِيقاً كَذَّبْتُمْ وَ فَرِيقاً تَقْتُلُونَ
« 3 » زيرا سياق آيات اقتضا مىنمايد كه گفته شود : و فريقا قتلتم زيرا جملهء قبلى
كَذَّبْتُمْ
است « 4 » . 3 - حذف حرفى در مثل قول خداى تعالى :
وَ اللَّيْلِ إِذا يَسْرِ
« 5 » و حال آنكه قياس و قاعدهء صرفى و لغوى : « يسرى » است . و همچنين است سخن خداى سبحان :
الْكَبِيرُ الْمُتَعالِ
« 6 » و
يَوْمَ التَّنادِ
« 7 » . 4 - تقديم ما حقّه التّأخير : مقدم داشتن آنچه كه حقّش و قاعده‌اش ، تأخير است ؛ مانند قول خداى سبحان :
وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ
« 8 » .
هامش
( 1 ) يس : 40 . ( 2 ) يوسف : 4 ( با اينكه مقصود از ضمير در « ساجدين » يازده ستاره و آفتاب و ماه است و مىبايست ضمير مفرد به آنها نسبت داده شود ولى در عين حال ، ضمير جمع مذكر آورده است . و اين فقط به خاطر رعايت « نونى » است كه در فواصل آيات قبل وجود دارد ؛ مانند « مبين » ، « تعقلون » و « غافلين » در آخر آيه‌هاى : 1 و 2 و 3 ) . ( 3 ) بقرة : 87 . ( 4 ) در اين آيه هم به لحاظ رعايت آخر آيه‌هاى قبل ، نون آورده شده و رعايت سياق نشده است . ( 5 ) فجر : 4 . ( 6 ) رعد : 10 . ( 7 ) مؤمن : 32 ( كه اصل در « متعال » « متعالى » و « تنادى » در « تناد » است ) . ( 8 ) توحيد : 5 ( كه در اصل : « و لم يكن احد كفوا له » بوده است كه به مناسبت رعايت « دال » در
تناسب آيات ( فارسى ) — صفحة 102 | الشيخ محمد هادي معرفة / مولائى نيا