سيبويه گذشت و از آن جمله قول خداى تعالى در آيهء : وَ تَظُنُّونَ بِاللَّهِ الظُّنُونَا « 1 » است ؛ زيرا مقاطع فواصل آيات در اين سوره همهاش از الفهايى كه در حالت وقفى از تنوين قلب شدهاند ، تشكيل شده است . و لذا در اين آيه « يك الفى » بعد از نون افزوده شده است تا اينكه با ساير مقاطع ، همسان و مساوى باشد . و همچنين قول خداى تعالى : فَأَضَلُّونَا السَّبِيلَا « 2 » و أَطَعْنَا الرَّسُولَا « 3 » و باز از آن جمله قول خداى تعالى در آيهء : كانَتْ قَوارِيرَا « 4 » مىباشد « 5 » . 2 - ملحق شدن نون به آخر كلمه ، در مثل قول خداى متعال : وَ طُورِ سِينِينَ « 6 » است و حال آنكه آن همان طُورِ سَيْناءَ است چنان كه فرمود : وَ شَجَرَةً تَخْرُجُ مِنْ طُورِ سَيْناءَ « 7 » زيرا فاصلهها در سورهء « تين » ، همهاش با « نون » است . و مانند قول خداى تعالى : لَعَلِّي أَرْجِعُ إِلَى النَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَعْلَمُونَ « 8 » كه « لعلّ » به خاطر مراعات فواصل آيات ، تكرار شده است ؛ زيرا اگر بر اساس اصل و قاعدهء لغوى مىآمد ، مىبايست بفرمايد : أرجع الى النّاس فيعلموا با حذف نون عوض رفعى ، البته بنابراين كه در جواب لعلّ ، فعل مضارع منصوب مىگردد .
تناسب آيات ( فارسى ) — صفحة 101
مساهمون: الشيخ محمد هادي معرفة
ص١٠١
هامش
( 1 ) احزاب : 10 .
( 2 ) احزاب : 67 .
( 3 ) احزاب : 66 - 67 .
( 4 ) دهر : 15 .
( 5 ) در اين آيات با وجود الف و لام داشتن ، در حالت نصبى الف و در آخرين هم با غير منصرف بودن الف اطلاق داده شده است .
( 6 ) تين : 2 .
( 7 ) مؤمنون : 20 .
( 8 ) يوسف : 46 .