هماهنگ با طبيعت مىكنى كه طبيعت سير تكاملى دارد و انسانهائى را كه بسان كرم پيله با سيمهاى خاردار محسوسات و شهوات خود را حصار در حصار كردهاند و يا همانند كبك سر در زير برفها نمودهاند و جائى را نمىبينند از اين اسارتها و زنجيرها رها مىسازى و به آنها شيوه راه رفتن مىآموزى كه تو يك مادرى و بايد دست كودكان جهل را بگيرى و پا به پا آنها را ببرى تا شيوه راه رفتن آموزى تو بايد همانند كبوترى باشى كه به فرزندانش شيوه پرواز مىآموزد و به انسانها طريقه پرواز بياموزى تا خود بتواند دوشادوش تو كه نه پشت سر تو به آن سوى هستى پرواز كنند آنجا كه هستى مطلق و عشق و نور و قدرت و علم و حيات و اراده سراسر آن عالم را پر كرده يعنى عالم ربوبى جلّ شأنه آهاى دانشمند و عارف و سالك الى اللّه قدرى درنگ كن و خود تنها بسوى بىسو نرو كه قافله بشريت را نيز با خود بكشان ، مگر نه اينست كه اينان همنوع تو هستند و مگر نه اينست كه تو در برابر همنوعان خود وظيفه دارى و مگر نه اينست كه عالم بايد وقف جامعه باشد و مگر نخ اينست كه اعلم العلماء و معلم الانبياء بعد از پيامبر اكرم ( صلّى اللّه عليه و آله و سلم ) يعنى سيد اوصياء على ( عليه السلام ) در خطبه شقشقيه مىفرمايد : فو الذي خلق الحبة و برء النسمة لو لا حضور الحاضر و قيام الحجة بوجود الناصر و ما اخذ اللّه على العلماء ان لا يغار و على كظة ظالم و لا سغب مظلوم لا لقيت حبلها على غاربها و لسقيت آخرها بكأس اولها . . .
در اينجا است كه مسئوليت دانشمند تجلى مىكند كه بايد همانند شمعى بسوزد و آب شود و جامعه را روشن كند بايد سختىها كشيده و خون دلها بخورد تا قافله بشرى را در امواج متلاطم درياى زندگى ناخدائى كرده و به ساحل نجات رهنمون گردد كه اين وظيفه انبياء است و عالم وارث پيامبران است و وارث خلف بايد از سلف صالح پيروى كند ، ما بايد از كشاورز بياموزيم
شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 619
مساهمون: العلامة الحلي
ص٦١٩