تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 617

مساهمون:

ص٦١٧
به پيمان الست وفا كنى ، و تا فرشتگان به تو اقتدا و سجده كنند و بالهاى خويش را همانند فرشهاى زرين زير پاى تو بگسترند و تا همان ماهيان دريا كه در صدد بلعيدن تو بودند از خداوند براى تو طلب مغفرت كنند و تا همان وحشيان بيابان كه دندان تيز كرده تا تو را پاره پاره كنند اين بار در برابرت زانوى ادب بر زمين زنند و در اين راه بايد اخلاص پيشه كرد تا صدف حقيقت را كه گمشده هر سالكى است يافت ، تاريخ نشان مىدهد كه آنانى كه بعشق حق قدم در درياها نهاده و هجرت كردند و ساخته و پرداخته شدند و از خامى به پختگى و از آن به سوختن رسيدند كه :
حاصل عمرم سه سخن بيش نيست * خام بدم پخته شدم سوختم
تنها اينها رستگار شدند و چه اندكند اينان امّا هر كدام بسان خورشيدى تابان هستند كه درون تاريك راه گم‌كردگان را روشن مىكنند درود خدا بر آنان روزى كه متولد شدند و روزى كه مىميرند و روزى كه دوباره برانگيخته مىشوند .

( تشبيه سوم )

دانشمند يا كشاورز قلوب : يكى از بهترين و رساترين تشبيهات عبارتست از تشبيه معقول به محسوس چون بايد مشبه به عند المخاطب روشنتر باشد تا بيشتر بتواند مشبه را به ما معرفى كند و ما با محسوسات بيشتر مأنوسيم لذا با تشبيه معقول به محسوس مىتوان نتيجه بهترى گرفت در اين تشبيه دانشمند را به يك كشاورز تشبيه نموده‌ايم ، كشاورز صحراهاى وسيع را آباد مىسازد و بيابانهاى لم يزرع و بىآب و علف به مناطق سرسبز و خرم و باغستانهائى متنوع تبديل مىكند و دانشمند سرزمين پهناور درون يعنى قلوب و افئده را آباد مىسازد ، كشاورز