احياگر است عالم هم احياگر است ، كشاورز اراضى موات را احياء مىكند و دانشمند دلهاى مرده و تاريك را زنده مىسازد و حيات واقعى مىبخشد ، كشاورز نيازهاى فرد و اجتماعى جوامع انسانى را تأمين مىكند دانشمند همچنين است منتهى كشاورز نيازهاى حيوانى انسانها يعنى خوراك آنها و پوشاكشان را تأمين مىكند و دانشمند نيازهاى انسانى و روحى و معنوى بشر را تأمين مىكند ، كشاورز مىكوشد و عالم هم مىكوشد ولى كشاورز در راه سرزمين طبيعت و دانشمند در مسير سرزمين دل ، كشاورز آبيارى دارد دانشمند هم آبيارى مىكند امّا كشاورز خاك را و عالم مغزهاى خشكيده و روانهاى تشنه را از زلال معرفت سيراب مىكند .
صنايع الهى هم عالمند و هم كشاورز ، سفيران الهى هم عالم و هم زارعند و خود ذات حق هم عالم است و هم زارع كه خود مىگويد :
قَدْ أَحاطَ بِكُلِّ شَيْءٍ عِلْماً
و يا مىفرمايد :
أَ أَنْتُمْ تَزْرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزَّارِعُونَ
آنك تو اى دانشپژوه كه در لذتبخشترين دوران زندگى يعنى ايام شباب بر بال فرشتگان سوار و در حجرات كوچك تنها و در غربت مىمانى و سختيهاى مادى را تحمل مىكنى تا از تاريكيهاى جهل به روشناى علم برسى ، تا از سختىها به آسانى برسى كه پايان شب سيه سپيد است و تا از مطلوبها به نتيجه برسى وظيفهء سنگين خويش را دريافتى كه بايد اجتماعات بىجان را جان بخشى و افكار ايستا و جامد را پويا و متحرك سازى و قلوب متكبره و قاسيه را به دلهائى خاشع تبديل سازى ، تو يك انقلابى بزرگ هستى و از سياهان زنگى روشندلان جاودانه مىسازى و مدينه فاضله خيالى افلاطونى را به جامعه نمونه واقعى انسانى در سايه اسلام تغيير مىدهى و نعرههاى اجتماعات جنگل صفت را به نواها و نغمهها و ترنمهاى انسانى الهى تبديل مىكنى و تشريع را مطابق تكوين مىسازى و افعال اختياريه را در مسير افعال جبرى قرار مىدهى و انسان را