مىتوان بر آئينه آبهاى زلال دريا مشاهده نمود گوئيا آسمان دو نيمه شده كه آسمانى بر بالاى سر ما و مملو از ستاره و آسمانى در دل انبوه آبهاى دريا ، سبزهها و چمنزارهاى اطراف دريا سخن از طراوت و زيبائى طبيعت به لب دارند و بلبلان غزلسراى عشق ، نغمه سراى اين واديند آبشارهاى دامنه كوههاى دريا از ساليانى بس طولانى و با كهنسالى تمام همچنان سر بر آستان دريا مىسايند و خلاصه تمام مناظر دريا براى ناظران زيبا و جالب توجه است .
اينك تو اى دوستدار دانش و اى فيلسوف كه وارد درياى بىپايان علم مىشوى نيك بدان كه بايد ابزار شناگرى و نيروى غواصى در حدّ كافى همراه داشته باشى بدليل اينكه راهى بس طولانى و خطرناك پيش روى تو است و هر اندازه پيش مىروى به همان نسبت راه دريا مخوفتر و عميقتر و جانوران دريائى بيشتر مىشوند و تو بايد هر لحظه آمادگى بيشتر در مسير مقابله داشته باشى ، لحظهاى غفلت كافى است كه غرق شده يا نصيب امواج طوفانى دريا شده و يا نصيب نهنگ دريا شوى و اثرى از تو نماند آرى آن دريا علم است و كشتى ما بايد ايمان به خدا باشد و ناخداى كشتى بايد وجدان بيدار و بدور از تعصبات باشد و راهنما و رادار آن بايد خرد و انديشه ناب و جوان تو باشد و بدان كه با اين كشتى صد سال بايد در اين دريا سير كنى و على الدوام به استخراج گوهرهاى گرانبها نائل شوى پس راه وسط در پيش گير و از افراط و تفريط بپرهيز اى جويندهء حقيقت مطلق هستى روى سخن با تو است تو كه علم را براى علم نمىآموزى ، تو كه علم را براى شهرت و رياست طلبى و سرمايه دنيا نمىآموزى ، تو كه علم را براى عمل تحصيل مىكنى با تو هستم ، بدرستى حركت كن تا در آن سوى دريا كه به ساحل مىرسى حقيقت لخت و عريان و منتظر خودت را ببينى و او را در آغوش كشى و بر چهرهء نورانىاش بوسه زنى تا شاهد يكتائى حق باشى ، تا باقى دهر شوى كه خود بدنبال فناء است و تا
شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 616
مساهمون: العلامة الحلي
ص٦١٦