تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 603

مساهمون:

ص٦٠٣
به احدى ندارد بلكه بر همگان واجب است حتى بر ذات حق تعالى بر خلاف واجبات شرعيه كه انجام آن بر عباد واجب است نه بر خداوند ، با حفظ اين مقدمه مىگوئيم : اگر امر به معروف و نهى از منكر واجب عقلى بودند پس بايد بر خداوند هم واجب مىشدند به حكم همان مقدمه و اگر بر خدا واجب مىشدند از دو حال خارج نبود : 1 - يا خداوند اين واجب را انجام مىداد يعنى عملا به معروف وامىداشت و از منكر بازمىداشت كه در اين صورت بايد همهء قبائح و معاصى از عالم برچيده شده و همهء واجبات انجام مىگرفت و خلاصه بشر مجبور مىشد به فعل طاعت و ترك معصيت و حال آنكه الواقع خلافه يعنى ما در خارج مىبينيم كه معاصى انجام مىگيرد و طاعات ترك مىشود . 2 - و يا خداوند اين واجب عقلى را انجام نمىداد كه در اين صورت خداوند اخلال به واجب نموده و اين با مقام حكمت الهى سازگار نيست . پس بر خداوند واجب نيست پس وجوب ، وجوب شرعى است . و امّا مطلب آخر : راجع به شرائط امر به معروف و نهى از منكر : مجموعا شروط آن دو سه امر است : 1 - خود آمر و ناهى وجه العمل را بشناسد يعنى عالم باشد باينكه چه امورى معروف است ؟ و چه امورى منكرند ؟ پس بر جاهل واجب نيست زيرا اگر بر جاهل واجب باشد اى چه بسا امر به منكر و نهى از منكر كند و موجب تقويت مصلحت يا القاء در مفسده شود . 2 - آمر و يا ناهى احتمال تأثير بدهند يعنى چند درصد احتمال بدهند كه اگر گفتند اثر داشته باشد پس اگر يقين دارند كه امر و نهى آنها هيچ تأثيرى ندارد بازهم واجب نيست چون عبث است . 3 - آمر و ناهى مطمئن باشند كه بر اين امر و نهى مفسده و ضررى