تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 605

مساهمون:

ص٦٠٥
در پايان كلامى از امام عارفان على ( عليه السلام ) را در آئينه شعر ناقص خودم تقديم مىدارم : « قال على ( ع ) : اهل الدنيا كركب يسار بهم و هم نيام »
در كلام على خداى بيان * حال دلبستگان به دنيا خوان سفرى باشد اين دو روزهء عمر * خويشتن بهر آن مهيا دان گوئيا بر سفينه‌اى راكب * مينمائى گذر بر آب روان دسته دسته مناظر زيبا * هست آيت براى بيداران عدّه‌اى را كه خواب بر بوده * مىنمايد نصيبشان حرمان آفرينندهء زمين و زمان * مهربان بر عباد در دو جهان خالق و رازق همه عالم * هست قيوم بر كون و مكان نبض عالم بدست قدرت او * او است يارى رسان مظلومان باشد او كاروان هستى را * سوى مقصد سلسله جنبان راه ، او ، رهرو ، او مقصد او است * گشته حيران در اين خردمندان همه از او بسوى او راجع * اندر اين بستر زمان ، روان هان برادر ز خواب خرگوشى * خيز و بنما نظر به هم سفران دسته‌اى آرميده در خاك‌اند * عدّه‌اى ، منتظر ، اميدواران اندكى قدر خويش دانسته * در پى جمع زاد و توشه روان شب آنان به گريه‌ها و دعا * روزهاشان شود به روزه شبان اهل دنيا در اين سفر خانه * گنج قارون كنند اندوزان