تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفهيم لاوايل صناعة التنجيم — صفحة 575

مساهمون:

ص٥٧٥
مثلّث بيرون آيد وضلعى آن ويا بر استقامت اوى واين ضلع را كه عمود بر وى اوفتاد 12 - حص : ويا بر استقامت أو بر زواياى قائمه . 11 : 9 - س : وزاويهء أو 13 - ومخالف آنكه ( - خد ) 18 - وهر دو ضلع أو برابر يكديگر را راست وديگر مخالف . 12 : 2 - س : اندر يكى سطح باشند ودورى ايشان هميشه يكى است وچون آنرا باستقامت 7 - چهار زوايه آنرا بحاصل شود . 13 : 5 - س : از آن خط متبادل خوانند 10 - خد ، س : كه بپهلوى خارجه باشد ( وكل واحدة من الزّاويتين اللّتين لا تلا صقانها تسمى مقابلة لها ، ع ) . 14 : 10 - س : كشيده قطر أو بود 11 - هرگاه بر قطر 17 - با يكى از دو متوازى الأضلاع . 15 : 4 - س : خط زدن چه باشد . 16 : 4 - س : از آن مماس بود . 17 : 4 س : أو كه أو بميان دو عدد آورد 5 - دور چند باشد 5 - س ، حص : وز بزرگترشان خردتر بود . 18 : 1 - س ، حص : وبدين مثال يكى ودو هفتيك باشد ( تحريف است بمحاسبه ) . 19 : 1 - س . ميان دو چيز كه بدان حال 4 - پس اين حال كه بميان ايشان اوفتد 4 - حص : پس اين حال كه بميان ايشان افتد نسبت نام اوست 8 - س : اندازهء دوم پنچ يك سوم باشد ( افتاده دارد ) 13 - نخستين بچهارم زنى همچنان بود كه دوم بسوّم زنى 14 - امّا قسمت نيايد مگر بدانك ( ظ ) . 20 : 5 - س ، حص : واين عكس نسبت را خلاف نسبت خوانند 9 - س : دوم بدوم وچون نسبت 13 - س ، حص : پس تفصيل نسبت ميان ايشان نباشد . 17 - س : پنج بار ( - خدا ) . 21 : 6 - س : همچون نسبت دوم بششم ( - خ ) 10 - بنسبت يك است .
التفهيم لاوايل صناعة التنجيم — صفحة 575 | أبو ريحان البيروني