9 - وديگر پس نام ويكى از نهايت عرض راست نام است وديگر چپ ويكى از نهايتها عمق زير نامست وديگر زبر 12 - واين نام از بأم خانه گرفتند .
5 : 2 - س : زيرا كه اگر أو را عمق بودى نيز جسم بودى 2 - خد : زيرا كه اگر عمق بودى نيز جسم بودى 3 - حص ، س : كه جسم بدو سپرى شود .
6 : 3 - س : وآب اندر جامى كنى 3 - ببساوند بر سطحى 6 - اگر بسيط را نهايت بود 10 - وروغن كرده باشى ونيز از آن خط 11 - وسايه باشد 12 - كاغذ را سطرى است 15 - خط بود بيك بعد 15 - نيست پس بدانكه نقطه را ( نيست بس . وبدانك ؟ ) .
7 : 2 - س : مگر بوهم وپس 3 - كوتاهترين سطحى است 7 - بنقطهئى وگرد بر گرد 9 - وز بهر اين زاويه را مستقيم الخطّين خوانند 10 - مستقيم الخطّين 11 - چندگونه است زاويها 11 - مانندهء افتادن زاويهء تراز وبر عمود وآن بر دو زاويه كزين سوى خط وز آنسوى اواند يك مر ديگر را راست باشند ( تحريف دارد ) .
8 : 3 - س : باشد أو را حادّه 4 - باشد أو منفرجه 5 - صورتي كه باشد كه گرد بر گرد أو يك خط بود يا بيش 7 - وبميانهء أو 10 - هر خطى راست كه اندر دايرهء مركز بگذرد وبهر دو سر بمحيط رسند أو را قطر خوانند واين قطر مر دايره را بدو نيم كند وگر بر مركز نگذارد ودايره را بدو پارهء مختلف كند زه ووتر زه بود هر دو پارهء دايره را آنكه يكى بيش است از نيم دايره ويكى كم ازوست 10 - خد :
مر دايره را بدونيم مساوى كند وآنكه دايره را بدو پارهء مختلف كند أو وتر بود وقطر هر آينه دايره را بدونيم كند وهر پارهء دايره را آنكه يكى بيش است از نيم دايره ويكى كم ازوست 18 - قوس از نيم دايره .
9 : 1 - س : جيب بزرگترين 5 - وگر خواهى گوى كه آن خطى است 14 - هر مثلثى را سه گوشه است .
10 : 2 - حص ، س : راست پهلوها 4 - س : كمتر باشد يا بيشتر 11 - س :
وقاعده كدامند 12 - خد : بر استقامت واين ضلع را 12 - س : كه عمود از زاويهء
التفهيم لاوايل صناعة التنجيم — صفحة 574
مساهمون: أبو ريحان البيروني
ص٥٧٤