41 : 2 - س : متوالى كردهاند وآنگاه . - 7 - نگاريدن عدد ( - خد ) .
8 - وامّا بپراكنده كردن يعنى بافزودن 8 - خ : بپراكنده كردن يعنى افزودن يا كاستن .
10 - س : خواهى پنجبار هفت كن تا سى وپنج گردد وخواهى هفتبار پنج كن تا هم سى وپنج باشد . - 15 - آنرا درم نام كنى واين را مردم نام كنى وحصّت هر مردى از آن پنج درم باشد واين را قسمت خوانند وآنرا كه همى ببخشى مقسوم خوانند وآنك بر أو بخشي مقسوم عليه خوانند ونيز جزو خوانند . - 15 - خد ، س : حصّت هر مردى . - 16 - خد : واين را قسمت خوانند وآنرا كه همى بخشي مقسوم خوانند وآنك بر أو بخشي مقسوم عليه خوانند ونيز جزو خوانند [ نسخهء ( خ ) هم مثل ( س ) و ( خد ) است باضافهء اين عبارت : نمودهء أو آنست كه سى وپنج درم را بر هفت تن قسمت كنى بخش هريك پنج درم باشد ] توضيحا « قسم » و « جزو » را در اصطلاح امروز « خارج قسمت » گويند .
42 : 5 - س : زيرا كه پهلوى جذر مربّع مال وأصل وى از أو خاست . - 8 - منطوق نيز خوانند ( - خ ) . - 8 - ومنطق ومفتوح . - 9 - س ، خ : به زبان نيايد .
43 : 2 - س : مكعب گرد آيد ( - خ ) . - 8 - س : وآنگاه ناچاره كعبش ضلع بايد تا مشتبه نشود . - 8 - خد : وانگاه ناچاره كعبش ضلع بايد خواند تا مشتبه نشود . - 10 - س : وبگوئى بجذر ( - خ ) 10 - بيرون آوردن يكون لا يكون وبكعب ( - خ ) 14 - وكسر هميشه خردتر بود از مخرج ونمودهء مخرج چون سه است سه يك را كه يك پاره است از درست اگر أو را سهپاره كرده دارى وهمچنان . 16 - وهمچون چهار مر چهاريك وپنج پنجيك را . - 17 - آن كسر از وى - 18 - نبينى دو مرده را پنجيك وسه مر پانزده را هم پنجيك بود .
44 : 3 - س : آنستكه ( اين : در اوّل سطر ندارد ) 3 - از مخرجى پس آن درستها را . - 4 - تجنيس كردن چيست . - 5 - وبا آن چهار يك ونهادن 6 - اين سه بود ( - خ ) . - 13 - آنك
التفهيم لاوايل صناعة التنجيم — صفحة 578
مساهمون: أبو ريحان البيروني
ص٥٧٨