10 - س ، حص : ودوم از ششم همچنان .
22 : 2 - س : چون نسبت سوم 7 - از پنجم بنسبت يك باشد .
23 : 6 - س : اگر اين نسبت نيمه نباشد ( ظ ) 8 - همچون مثنّاة بالتكرير باشد مختلف 14 - نسبت بميانگين بآخرين 19 - خواهى گوى نيمهء سهيك وخواهى سهيك نيمه هر دو برابر باشند .
24 : 4 - س : هر مثلثى كه 12 - نسبت ذات الوسط والطرفين خوانند .
25 : 1 - س : تكافى النسبة كدامست ( - خد ) 13 - مستطيلها شبيه با معين باشند 13 - حص : مستطيلها شبيه بالمعين بود 13 - خد : مستطيلها شبيه بالمعين باشند .
26 : 17 - س : با مانند آن از ( تصحيف است ) 20 - شود أو را ستونى باشد .
27 : 8 - س : ببرى چون أره 9 - واز آن مثلثى آيد بخطهاى
28 : 1 - س : وديگر آنك موازى بود ( - خ ) 2 - واگر موازى باشد پهلوى مخروط را قطع مكافى نام كنند 4 - اگر رسيدن بدو سوى قاعده بود 6 - جز اين بريدن نبود مگر كه 11 - وآن قطر بجنبد ( تصحيف است ) .
29 : 2 - س : چند شكل اندر كره تواند بودن 2 - وتاليف از يكگونه شكل خواهى كرد 3 - وآن پنج شكل را 8 - وچهارم چون حسك از چهار مثلث ( - خد ) 14 - وپرگار بر بعد نيم قطر 20 - واندازهء ايشان يكى نيست .
( هر چهار نسخه : خ ، خد ، حص ، س واو دارد ومعذلك بدون وأو صحيح مىنمايد ) .
30 : 3 - س : بدو نيم همى كند 4 - س ، حص : ومتوازى ويك از ديگر .
31 : 1 - س ، خد : ولكن باندازههاى مختلف 2 - حص ، س : قطب دايره از جهت كشيدن گوئيم 3 - س : قطب بر محور چيست 3 - حص ، س : كه أو را بر پشت كره 6 - س : بر خرج حقّه گردان بود - 6 - از قطب تا قطب پيوندد أو را 7 - نهايت اويند هرچند كره همى گردد 9 - حص : ميان دو قطب بود .
التفهيم لاوايل صناعة التنجيم — صفحة 576
مساهمون: أبو ريحان البيروني
ص٥٧٦