تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفهيم لاوايل صناعة التنجيم — صفحة 530

مساهمون:

ص٥٣٠
ديك باية بنه وكوزهء آب كير « 1 » وبر آب كن واندر آن جام بريز تا از سوراخ بدوذ يا بجكذ . جون سبرى شوذ وخواهذ بريذن ، همان كوزه بر آب كن وبوى اندر ريز « 2 » . وهمجنين همى كن وعدد كوزه وريختن آب نكاه دار تا آنكه « 3 » كي آفتاب يا « 4 » ستاره‌ترا بذيذ آيذ « 5 » . وكر بجام اندر آبى مانده بوذ نشانى كن بر آنجاى كجا رسيذه باشذ كي آن كسر « 6 » ريختنست . وبباقي كار بر آن نهاذ كن كي « 7 » بذان ديكر راه « 8 » نموذيم .

اكر وقت رصد كرده نيايذ « 9 » جه بايذ كردن « 10 »

امّا بتحقيق « 11 » آن وقت از علم غيب كشت كي هيج راه نيست بذانستنش « 12 » . ومنجّمان از بهر آنك اندر تخمين وحزر « 13 » كردن وقت كم خلاف اوفتذ اندر برج طالع جون ببرسيذن آكاهى دهند واحتياط كرده « 14 » آيذ ولكن محتاج‌اند « 15 » بدرجه‌ى طالع ، بس راهها كردند ونامشان
هامش
( 1 ) - كوزه‌اى بگير ، حص . ( 2 ) - خواهذ بريذن باز كوزه پر آب كن واندرو ريز ، حص . وبر أو ريز ، س . وبا أو ريز ، خ . ( 3 ) - آنگاه ، خ . ( 4 ) - با ، س . تصحيف كاتب است . ( 5 ) - يا ستاره برآيذ ، حص . ( 6 ) - كه آن كه سر ، خد . كه آنك سر ، س . ( 7 ) - وباقي كار بذان نهاذكى ، حص . ( 8 ) - ره ، س . ( 9 ) - كردن نيايذ ، س . فإن لم يتّفق رصد الوقت فماذا يصنع ؛ ع . نسخهء ( س ) هم معنى ميدهد وتركيب نحوى عبارت با متن كه مطابق چند نسخهء ديگر است فرق پيدا مىكند . ( 10 ) - كرد ، حص . ( 11 ) - بحقيقت ، س . ( 12 ) - بدانستن أو ، حص . ( 13 ) - جذر ، خ . حرز : س . هر دو نسخه تحريف وتصحيف ناسخ است . حزر : بفتح حاء بىنقطه وسكون زاء معجمه وآخر راء بىنقطه بمعنى پيمودن واندازه گرفتن است بتخمين . ( 14 ) - آكاهى ده احتياط كردن ، حص . آگاهى ده احتياط كرده ، س . اين دو نسخه نيز با متن كه مطابق قديمترين نسخ ميباشد در أصل مراد يكى است وشايد هم در أصل اينطور بوده ( آگاهى دهنده احتياط كرده ) . مقصود أستاذ رضوان اللّه عليه اين است كه چون وقت رصد كرده نباشد تعيين تحقيقى آن متعذّر ودر حكم علم بمغيبات است . پس در اين صورت تخمين وحزر بايد كرد . وبا مراقبت واحتياط در وقت ولادت تعيين برج طالع ممكن است ودرين باره كمتر اختلاف ميافتد . امّا معلوم بودن برج طالع تنها براي استخراج احكام مولود كافى نيست وتا درجهء طالع معيّن نباشد حكم صحيح نتوان كرد . پس منجّمان بتعيين درجهء طالع در اين باب احتياج دارند وتخمين صرف بدون هيچگونه قرينه‌يى درست نيست . از اينرو متوسّل بقرائن ودلائلى ميشوند كه آنرا نمودار ميگويند . وبحسب تركيب نحوى ( منجّمان ) مسند اليه است وجملهء ( پس راهها كردند ) الخ مسند . و ( چون بپرسيدن آگاهى دهند واحتياط كرده آيد ) متعلّق است به ( كم خلاف اوفتد اندر برج طالع ) . و ( لكن ) استدراك است از حكم سابق . وضمير ( دهند ) بپرسندگان برميگردد اگر سائل غير منجّم باشد ، واگر پرسنده را خود منجّم فرض كنيم ضمير جمع بپاسخ دهندگان راجع است . ومرجع ضمير غايب در اينجا معنىّ ذكر شده . ودر صورتي كه ( آگاهى دهنده ) يا ( آگاهى ده ) بخوانيم هم معنى معلوم است . محض اينكه مقصود أستاذ روشنتر شود ميگوئيم كه حكم هر موجودى بحسب احكام نجومى از طالع آغاز وجود اوست . وآغاز وجود آدمي بحسب ظاهر سقوط نطفه است امّا نگاه داشتن وتعيين طالع وقت سقوط نطفه متعذّر وعادة ممتنع است . از اين جهت طالع ولادت را بجاى طالع وقت سقوط نطفه بكار ميدارند . پس طالع ولادت دليل اصلى نيست بلكه بدل دليل است . حال اگر برج طالع ولادت أصلا معلوم نباشد بهيچوجه حكم نتوان كرد . ودر صورتي كه برج طالع معلوم باشد امّا درجهء طالع را كه آغاز ولادت ومناط حكم است بر صد معلوم نكرده باشند حزر وتخمين بايد كرد . واگر اينجا هم بحزر وتخمين محض قناعت كنند تخمين اندر تخمين خواهد بود ودرين صورت حكم كردن خطاى محض است . از اين جهت قرائن ودلائلى وضع كرده‌اند كه حتّى الامكان تقريب وتخمين بتحقيق نزديكتر شود واين راه را نمودار گويند . پس نمودار در حقيقت طريق امتحان وتحقيق در درجهء طالع ولادت است چون وقت ولادت بدقّت رصد نشده باشد . ومعروفترين وبهترين نمودارها بنظر منجّمان در درجهء اوّل نمودار بطلميوس است كه أستاذ ما مختصر ومفيد بيان فرموده ودر درجهء دوم نمودار وأليس است . ودر صورتي كه درجهء طالع بيكى از اين دو نمودار درست نشود بنمودار ديگر دست زنند كه آنرا نمودار تسييرات گويند وشرح اين دو نمودار هم در كتب احكام همچون كفاية التعليم ومجمل الاحكام بتفصيل ذكر شده است . ( 15 ) - وليكن محتاج آيذ ، حص .