كنى « 1 » بهر اندازه كي توانى « 2 » . جون بجّه بزايذ تو بر اختياري بدوجيز ، يكى آب اندر « 3 » آوردن وديكر آب « 4 » بيرون آوردن . امّا اكر خواهى كي آب اندر آيذ ، آن جام سولاخ كرده بر سر آب بنه « 5 » آبى بغايت روشنى وباكيزكى وهمى نكر هركاه كي برشوذ وبآب غوطه خورذ زوذ بشتاب أو را بيرون آر « 6 » وتهى باز بر سر آب بنه وغوطها همى شمر ونكاه همى دار تا آنكه « 7 » كي آفتاب يا ستاره بذيذ آيذ وشمار غوطه همى دان وبر آنجاى كجا آب رسيذه بوذ از اندرون جام نشانى كن كي آن كسر « 8 » غوطه است . بوى ارتفاع « 9 » بكير ووقت بذان . آنكه جام را تهى « 10 » باز بر سر آب بنه وهمى باش تا جندان غوطه خورذكى با تو بياذ داشته است « 11 » وآب باز بذان نشان رسذ كي سر « 12 » غوطه است . آن هنكام ارتفاع آفتاب يا كوكب بكير ووقت بذان . آنكاه بكير ساعات از آن وقت كي جام دؤم بار نهاذى « 13 » بر آب تا بدين وقت جندند « 14 » . جون بذانستى همجندان باشكونه همىرو از آن وقت « 15 » كي آفتاب يا ستاره ترا بذيذ آمذه بوذ تا بوقت زاذن رسى . وامّا اكر خواهى كي كار بر بيرون آوردن آب كنى آن جام « 16 » را برجيزى جون
هامش
( 1 ) - وزيرش ببن سوراخى كن ، حص . س .
( 2 ) - كه تو خواهى ، حص .
( 3 ) - اندرو ، حص . اندر آوردن بمعنى داخل كردن است . ودخول از لفظ ( اندر ) مفهوم ميشود .
( 4 ) - حص ( آب ) ندارد .
( 5 ) - آن جامى سوراخ كرده بر سر آب بنهى ، حص .
( 6 ) - وأو را بيرون آور ، حص .
( 7 ) - آنگاه ، خ .
( 8 ) - كه آنك سر ، خد . كه سر ، س . هر دو نسخه تحريف است . واعرف كم غوصة غاصت الانية والكسر من الغوصة ، ع .
( 9 ) - غوطه است وارتفاع ، س .
( 10 ) - آنگاه جامه را تهى كن ، حص .
( 11 ) - كه كجا تو ياد داشته باشى ، حص . كه با تو ياد داشته است ، س .
( 12 ) - متن مطابق است با همهء نسخهها كه در دست نگارنده بود . ومعذلك محتمل است كه أصل ( كي كسر - كه كسر ) باشد . وبنابر متن بايد سر را بمعنى علاوة وبر سرى بگيريم يعنى آن مقدار كه بيك غوطهء تمام نميرسد وبر شمار غوطهها علاوة است . وارصدها إلى أن يستوفى مثل تلك الغوصات الأولى ويبلغ الماء إلى علامة الكسر ، ع .
( 13 ) - آنگاه ساعت از آن بدان كه جام دوم باز ( ظ : بار ) نهادهء ، س .
( 14 ) - از آن وقت كه دوم بار جامه بر آب نهادى تا بدين وقت كه چندند ، حص .
( 15 ) - جون بدانستى همى رو همجندان باشكونه از آن وقت ، س .
( 16 ) - بر بيرون آمدن آب كنى آن جامه ، حص . در همين نسخه مكرّر ( جامه ) بجاى ( جام ) نوشته است .