تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفهيم لاوايل صناعة التنجيم — صفحة 517

مساهمون:

ص٥١٧
وكس هست كي أرباع « 1 » براستى ندارذ ولكن « 2 » ربع نخستين را نوذ سال كنذ ودوم را « 3 » هشتاذ وبنج سال وسه ماه وسيؤم را نوذ سال « 4 » وجهارم را « 5 » نوذ وجهار سال ونه ماه . زيراك دور را بجاء سال نهذ « 6 » وربعهايش « 7 » بجاى فصلهاء سال « 8 » .

كذامست أصلها كي خاصّه قسم « 9 » دوم را باشذ

تحويل سالهاء عالمست باضافت اصلهاء قسم نخستين « 10 » ، آنكاه تحويل ارباعهاء « 11 » سال واجتماعها واستقبالها وتربيعها ميان اجتماعها واستقبالها وفاسيسها « 12 » وانواء كي اندر روزكار سال ياذ كردند از تجربت وآزموذن هر كسى بزمين وناحيت خويش . آنكاه آنج اندر سال بوذ از كسوفها واحتراقها ورجوعها واتّصال كواكب يك بر ديگر . وكس هست از منجّمان كي طالع بيرون آرذ وقتهاء « 13 » اندر آمذن شمس وقمر اندر بروج . وزيشان بذين معنى بكذرذ
هامش
( 1 ) - كي أو را ، حص . ( 2 ) - وليكن ، حص . ( 3 ) - وربع دوم را ، حص . ( 4 ) - وربع سوم را نوذ سال كنذ ، حص . ( 5 ) - وچهارم سال را ، خد . زيادت از كاتب است . ( 6 ) - نهاذ ، حص . ( 7 ) - وربعهاش ، س . وربعهاى أو را ، حص . ( 8 ) - علماى نجوم معتقدند كه دليل طوفان نوح ، قران علويّين بوده است در اوّل حمل كه بزرگترين قرانهاست . وطالع سال قران وطالع وقت قران سرطان بوده وزحل نيز مبتزّ در شكل طالع . واين قران بعقيدهء پارسيان 276 سال وبعقيدهء هنديان 279 سال پيش از طوفان واقع شده است . پس اين قران را مبدأ قرار داده هر 360 سال شمسي را يكدور وآن دور را بمنزلهء يكسال ميشمارند وآنرا بچهار بخش كه بمنزلهء چهار فصل است قسمت ميكنند وآنرا ادوار فصول مىنامند . تقسيم بچهار قسمت متساوي عقيدهء أبو معشر وديگر علماى پارسى است . وقسمت بنا متساوي عقيدهء هنديان . امّا مشهورتر ومقبولتر در ادوار فصول هم مانند ادوار ألوف عقيدت پارسيان است . أستاذ در كتاب تحقيق ماللهند عقيدهء هنديان را در اين باب بتفصيل باز نموده است . ( 9 ) - قسمت ، س . ( 10 ) - اصلهاى نخستين ، حص . أصلها قسمت نخستين ، س . ( 11 ) - أرباع ، خ . ( 12 ) - تأسيسها ، حص . قاسيسها ، س . دربارهء صحيح اين كلمه در حواشي پيش گفتگو كرديم . ( 13 ) - ووقتهاى ، حص . وأو زائد است .