سرطان بوذ . بس انتهاء اوّل ديگرم سال را « 1 » بده درجهى أسد باشذ . وكار هزارها وآنج از پس رو ايشانست مانندهء اين است . وهيچ فرق نيست ميان ايشان مكر باندازهء زمانها ك « 2 » بدرجات وببروج « 3 » مخالف شوند . واين از عملهاء « 4 » بارسيانست وزينجهت بلغت ايشان مشهور كشت .
وبيشتر كفته بوذيم كي سالهاء عالم نزديك با معشر « 5 » سيصذ وشصت « 6 » هزار سالست وطوفان بر ميانكاه است . وأو را اندر آن « 7 » كتابي است نامش كتاب الألوف « 8 » . درجهاء فلك برابر هزارها نهاذ « 9 » ، نخستين هر درجهئى را هزار سال تا حصّهء يك سال سه ثانيه كشت وسه پنجيك ثانيه . واين را قسمت بزرك نام كردست . آنكاه بروج « 10 » را ديكر بار برابر هزارها نهاذ « 11 » ، هر برجى را هزار سال . واين را انتهاء ألوف نام كرد . آنكه سؤم « 12 » بار بروج را بسالها كي آحادند برابر نهاذ هر برجى را سالى تا انتهاء سألها بحاصل آمذ جنانك گفتيم بيشتر زين « 13 » . وجهارم بار در جها را برابر آحاد سألها نهاذ هر درجهئى را سالى تا قسمت خرد بجاى آمذ . وميان آحاد وميان ألوف دو مرتبه ماند واين دو مرتبه را انتها همجنان راند « 14 » ، يكى را هر برجى سذ سال وديكر را هر برجى « 15 » ده سال .
هامش
( 1 ) - س ( را ) ندارد . وبنابرين بايد انتهاء را با كسرهء اضافه بخوانيم وبا متن در معنى يكى ميشود .
خ ، پس انتهاء بسال ديگر . تصرّف نسّاخ است .
( 2 ) - رسم الخطّ ( كي ) يا ( كه ) كه از روى قديمترين نسخ اين كتاب در چند جا رعايت شده است .
( 3 ) - وبروج ، خ . وببرج ، حص .
( 4 ) - علمهاء ، حص .
( 5 ) - بو معشر ، حص .
( 6 ) - سيسد وشست ، حص . هر دو املاء صحيح است بقاعدهء سين صادى كه در حواشي پيش گفتيم .
( 7 ) - آن باب ، حص .
( 8 ) - ألوف ، خ .
( 9 ) - نهاذه است ، حص .
( 10 ) - بروجها ، س .
( 11 ) - نهاذه است ، حص .
( 12 ) - آنگاه بسوم ، خ .
( 13 ) - چنانك پيشتر گفتيم ، خ .
( 14 ) - همچناناند ، خ . تحريف است .
( 15 ) - ويكى هر برجى را ، حص .