تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفهيم لاوايل صناعة التنجيم — صفحة 501

مساهمون:

ص٥٠١
علوىاند ويا مغربى گران رو وگر سفلىاند « 1 » وسوى رجوع رفته واز شمس وقمر با اوفتاده « 2 » يا بدشمنى نگرنده بىقبول ونحوس بايشان از دشمنى نگرنده يا بحصار « 3 » گرفته ويا ثوابت « 4 » ناسازگار بطبع [ با ايشان بهم آمده ] وآنگه « 5 » بفلكهاى خويش فرود آمده چنانك بممرّ خويش « 6 » نحوس زبر « 7 » ايشان گذرد وسعود زير « 8 » وبعرض هابط باشند اندر جنوب « 9 » وبخانه‌هاى نحوس وبهره‌هاشان باشند غريب « 10 » از بهرهء خويش اندر وبال يا هابط « 11 » وبخلاف حيّز وز وتد وما يلي « 12 » وتد دور اندر ربعها ناقص ومخالف سرشت
هامش
( 1 ) - ويا مشرّق اگر سفلىاند ، حص . فإذا كانت بطيئة راجعة أو تحت الشّعاع مخفيّة مغربة وان كانت سفليّة فمع التغريب بطيئة ، ع . كسى كه أهل فنّ تنجيم نيست شايد نسخهء ( حص ) را فقط صحيح تصوّر كند باين قرينه كه أستاذ در دلائل قوّت فرمود ( مشرق اگر علوىاند ومغرّب اگر سفلى ) وچون عكس دلائل قوّت ، دليل ضعف است . پس بايد اينجا چنين باشد ( مغرّب اگر علوىاند ومشرق اگر سفلىاند ) . امّا بايد يادآور شويم كه أستاذ خود سابقا در مبحث تشريق وتغريب فرمود ( وامّا تغريب سفليان آنگه كه رفتنشان گران گردد بسيار زيانكارتر است وسست كننده‌تر است از تغريب علويان وعلويان اندر تغريب سليم حال‌ترند از سفليان ) . پس مقصود آنست كه تغريب از علائم ضعف باشد در علوي مطلقا ودر سفلى خاصّه در حالت گران روى وبطؤسير . واين معنى منافاة ندارد با اينكه تشريق سفليان را نيز از دلائل ضعف شمرده‌اند . ( 2 ) - باز افتاده ، س . وا اوفتاده ، حص . اين نسخه با متن يكى است بتبديل واو وباء بيكديگر كه در حواشي پيش نيز نوشته‌ايم وهر سه نسخه در معنى مطابق است . ( 3 ) - بانحصار ، خ . تصحيف در كتابت است . ( 4 ) - ثابت ، خد . با ثوابت ، خ . عبارت ميان دو نشان بقرينهء ( ع ) وسياق مطلب افزوده شد . واگر ( با ثوابت ) فرض كنيم . چيزى علاوة كردن ضرورت ندارد يا متمّم عبارت اين ميشود [ بهم آمده ] . ( 5 ) - وانگاه ، س . ( 6 ) - خد ( خويش ) ندارد . ( 7 ) - زير ، حص . ( 8 ) - زبر ، خ . اين زير وزبرها از تصحيف كاتب است زيرا در حاشيهء پيش هم گفتيم كه مرور تحت النّحس از دلائل معروف ضعف است . والثوابت المضادة لها مقارنة وكانت في أفلاكها منحدرة بحيث يعلوها النّحوس في الممرّ دون السّعود وهبطت في الجنوب وحلّت بيوت النّحوس وحظوظها غريبة عن انصبابها ( ظ : انصبائها ) ، ع . ( 9 ) - از جنوب ، س . تحريف است . ( 10 ) - وبهره‌هاى ايشان باشد غريب ، حص . تفسير اصطلاح ( غريب ) در مبحث شهادت ومزاعمت گذشت . ( 11 ) - هبوط ، حص . ( 12 ) - مايل ، خ .