پس اتّصال قمر يا آفتاب بزحل فتح باب خوانند دليل باران وبرف آرميده بود « 1 » واتّصال زهره بر مرّيخ فتح باب باران وسيل « 2 » وتگرگ ورعد وبرق بود « 3 » واتّصال عطارد بمشترى فتح باب بادها
قوّت وسستى ستارگان چونست
پيش أزين حالهاى ايشان از آفتاب ويك از ديگر وز فلكهاى ايشان وز فلك البروج وز جهت أفق بگفتيم چندانك از آن بتوان دانستن نيكى وبدى بهر يكى . وجمله شدن نيكى « 4 » يا بيشتر أو اندر يكى كوكب ، غايت قوّتش بود . وچون از آن چيزى كم شود از قوّت برابر أو چيزى كم شود . وخلافهاى آن وباشگونگى « 5 » بجمله ، غايت ضعيفى بود « 6 » أو را . وچون از آن چيزى كم
هامش
( 1 ) - پس اتّصال قمر بآفتاب وپس از آن بزحل فتح باب خوانند دليل باران وبرف ارميذ بود ، خد .
پس اتّصال قمر با آفتاب بزحل فتح باب باران وآن برف بود آراميده خوانند ، س . پس اتّصال قمر يا آفتاب بر زحل فتح باب باران آرميده وآن برف خوانند ، خ . واتّصال القمر أو الشّمس بزحل يسمّى فتح باب المطر السّاكن والرذاد ( ظ : الرّذاذ . يعنى المطر الضّعيف ) والثلج ، ع .
مراد أستاذ معلوم است زيرا خانهء آفتاب يعنى أسد وخانهء ماه يعنى سرطان در مقابل جدى ودلو خانههاى زحل است . پس چون ميان نيرّين با زحل اتّصالى باشد فتح باب ودليل برف وباران آرميده يعنى بىباد وطوفان باشد . وهمچنين اتّصال زهره بر مرّيخ فتح باب بارانهاى تند وسيل وتگرگ ورعد وبرق باشد . چه خانههاى زهره ثور وميزان وخانههاى مرّيخ حمل وعقرب است واينها بمقابله وبرابر يكديگرند .
صاحب كفاية التعليم ميگويد لفظ فتح باب در أصل اصطلاح نجومى نبوده وآنرا منجّمان اسلام براي رفع تهمت كفر وزندقة بكار بردهاند « وسبب استعمال اين لفظ در نجوم آنست كه چون منجّمى گفتى كه اگر فلان كوكب بفلان پيوندد باران ببارد براي آنكه خانههاى ايشان برابر يكديگر است فقهاء اسلام أو را تكفير كردندى بحكم چند آيت وخبر كه آمده است پس منجّمان اسلام براي دفع تكفير تمسّك بدين آيت كردند ففتحنا عليهم أبواب السّماء بماء منهمر واين اتّصال را فتح باب نام كردند » .
( 2 ) - باران سيل وتذرك ، حص .
( 3 ) - حص ( بود ) ندارد . خ ( وبرف ) علاوة كرده است . حذف بود مخلّ بمقصود نيست امّا برف زائد والحاقى كاتب است . واتّصال الزّهرة بالمرّيخ يسمّى فتح باب المطر السّريع والبرد والبرق ، ع .
( 4 ) - بيكى ، حص . تصحيف كاتب است .
( 5 ) - وباشگونگيشان ، حص .
( 6 ) - خد ( بود ) ندارد .