تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفهيم لاوايل صناعة التنجيم — صفحة 477

مساهمون:

ص٤٧٧
پيوند از آنجا كرد [ كه ] « 1 » ميان ايشان چند نيمهء هر دو قوّت جرم ايشان مانده بود تا راست شوند . وآنگه گروهى اين رأى را مقارنه « 2 » واجب داشتند وبجز مقارنه بكار نداشتند . وامّا انصراف وبازگشتن [ را ] « 3 » حدّ نيست جز آن‌كه « 4 » درجه‌هاى سفلى بيشتر شوند « 5 » از درجه‌هاى علوي وگر يكى دقيقه بود آن « 6 » زيادت . زيرا كه آن چيزى كه همى بود بدان زيادت « 7 » بريده شد . ولكن از بهر اثرش كه بماند ، آن مقدارهاى « 8 » اتّصال همى بكار بايد داشتن تا تمامى انصراف بدان معلوم شود .
هامش
( 1 ) - بمقتضاى سياق عبارت از روى س ، خ . افزوده شد . ( 2 ) - اين رأى بمقارنه ، خ . ( 3 ) - بمققضى معنى وعبارت از روى دو نسخهء س ، خ افزوده شد . ( 4 ) - جز از آن كه ، س . ( 5 ) - شود ، خ . ( 6 ) - از ، خ . ( 7 ) - آن چيز كه همى بودند آن زيادت ، س . تصحيفش واضح است . ( 8 ) - اثرش كه بدان مقدارهاى ، خد . س . وامّا في بقايا الآثار فيستعمل فيها المقادير المذكورة للاتّصال حتّى يكون تمام الانصراف عندها ، ع . مقصود أستاذ اين است كه براي انصراف حدّى نيست وبمحض اينكه ستارهء سفلى كه سبكرو ميباشد از حاقّ اتّصال گذشت هرچند بيك دقيقه باشد منصرف خواهد بود امّا براي بقيّهء آثار بايد حد انصراف را بر حدّ اتّصال قياس كرد . بهمين نظر كه أستاذ اشاره فرموده ميان علماى نجوم در حدّ انصراف چنانكه در حدّ اتّصال ديديم اختلاف است . بعضي گويند حدّ انصراف پنج درجهء مردار است وبرخى گويند شش درجه است كه اوّل حدّ است از حدود كواكب . وبعضي گويند 12 درجه كه نصف جرم قمر است . وهست كه گفتند 15 درجه كه نصف جرم شمس است . وگروهى از محقّقان برآنند كه هركدام از اتّصال وانصراف را آغاز وانجام وميانه‌ايست . امّا بدايت اتصال آنست كه بعد اتّصال مساوى باشد با نيمهء مجموع نصف جرم هر دو كوكب . چنانكه مثلا آفتاب در اوّلين دقيقه از برج حمل باشد وزحل در آخرين دقيقه از درجهء دوازدهم أسد . در اين مثال بدايت اتّصال تثليث است زيرا 12 درجه با حاقّ تثليث تفاوت دارد ( فاصلهء دو ستاره 132 درجه . نصف جرم آفتاب 15 درجه . نصف جرم زحل 9 درجه . مجموع دو نصف جرم 24 درجه . نيمهء اين مجموع 12 درجه ) .