تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفهيم لاوايل صناعة التنجيم — صفحة 467

مساهمون:

ص٤٦٧
چون بيمارى « 1 » كه روى سوى بهترى وقوّت نهد . وتشريق تمامى از « 2 » قوّتست كه با وى عطاهاى تمام تواند دادن . وپارسيان أو را دستوريّت خوانند . ودستور وزير بود وهرچ خواهد كردن بكند از نيكوى « 3 » . واين نام دستوري نيز بر راست بودن از آفتاب فكند « 4 » . وز تشريق تا ببعد سى درجه از آفتاب آغازد توقّف كردن « 5 » اندر عطا . ودلالتش بر سعادت دادن ميانه شود تا ببعد چهل وپنج درجه آن دلالت سست شود وتا ببعد شست درجه كار بگردد وآنرا بدبختى كهين خوانند . وتا ببعد هفتاد وپنج درجه بدبختى ميانه بود « 6 » وتا بسوختن . بدبختى مهين وستاره اندر أقامت اوّل مانندهء خبه كرده « 7 » بود نا اوميد « 8 » شده . وبرجوع اوّل چون اندر مانده ورويش زده « 9 » . وبرجوع ثاني همچون اوميد دارندهء
هامش
( 1 ) - شود چون بيمارى ، خد . ( 2 ) - تمامى آن ، خ . ( 3 ) - س ( از نيكوئى ) ندارد . ( 4 ) - ويوقعونه أيضا على التّيامن عن الشّمس ، ع . فعل ( فكند ) بصيغهء مفرد كه اتّفاقا همهء نسخ مطابق ميباشد بمعنى لازم استعمال شده يا در أصل ( فكنند ) بصيغهء جمع بوده است . در مفاتيح العلوم ( چاپ مصر ص 133 ) مينويسد الدستوريّة ان يكون الكوكب مباينا ( ظ : ميامنا أو متبامنا ) للشّمس . علماى نجوم دربارهء دستوريّت چهار عقيدة نقل ميكنند . يكى آنكه يك ستاره در وتدى باشد وآن وتد خانهء أو بود يا شرف أو وكوكب ديگر در وتد ديگر باشد وآن وتد نيز خانه يا شرف أو بود ودو كوكب بيكديگر بپيوندند چنانكه طالع مثلا حمل باشد وآفتاب در 19 درجهء حمل وزحل در 19 درجهء جدى . عقيدهء ديگر آنكه ستاره‌اى در يكى از دو خانهء خود بود وبعد وى از آفتاب يا ماه مثلا همچند آن بعد بود كه ميانهء خانهء كوكب است وأسد يا سرطان چنانكه زهره در ميزان باشد وآفتاب در أسد يا قوس ، يا زهره در ثور باشد وماه در سرطان يا حوت . سوم عقيدهء پارسيان كه گويند دستوريّت كمال قوّت تشريق وتغريب محمود است وكمال قوّت علوي 30 درجه است وكمال قوّت سفلى آخر سرعت . چهارم قول جماعتى كه گويند دستوريّت بودن صاحب طالع است در عاشر وصاحب عاشر در طالع . رجوع شود بكتاب كفاية التّعليم . ( 5 ) - خد ( كردن ) ندارد . ( 6 ) - حص ، س ( بود ) ندارد . وبنابر اين فعل ( خوانند ) كه در بدبختى كهين فرمود در جملهء بعد نيز مقصود است . ( 7 ) - خيبه كرده ، حص . حيه كرده ، س . هر دو نسخه تحريف است كالمخنوق الأيسر ( ظ الآيس ) ، ع . ( 8 ) - نوميد ، خ . نااميد ، حص . تفاوت در رسم الخطّ وأصل كلمه ( اوميد ) با واو مجهوله است واز اين جهت در نفى ( نوميد ) با واو نوشته ميشود . ( 9 ) - وروشن رده ، حص . تحريف است . كالمتحيّر المضروب الوجه ، ع .
التفهيم لاوايل صناعة التنجيم — صفحة 467 | أبو ريحان البيروني