تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفهيم لاوايل صناعة التنجيم — صفحة 438

مساهمون:

ص٤٣٨
چنانست كه جاى آفتاب تقويم كرده بجاى اوّل بنهى وجاى قمر مقوّم بدوم جاى وطالع بسؤم جاى ، آنگه آنچ بنخستين جاى است از جاى دوم فكنى وابتدأ از بروج كنى بروج از بروج فكنى . اگر بروج نخستين جاى بيشتر بود بر بروج دوم جاى ، دوازده فزاى « 1 » ، آنگه بروج « 2 » نخستين جاى ازوفكن « 3 » . وچون از بروج فارغ شوى قصد درجه‌ها كن ودرجات « 4 » نخستين جاى از دوم فكن « 5 » . اگر نتوان ، از بروجهاء « 6 » دوم جاى يكى برج كم كن وبر درجهاء أو سى درجه فزاى « 7 » . آنگه درجات نخستين جاى از وى فكن « 8 » . وچون از درجها فارغ شوى دقايق جاى نخستين از دقايق جاى دوم فكن . وگر نتوان ، از درجهاء دوم جاى يكى كم كن وبر دقيقه‌هاش شست فزاى . « 9 » آنگه دقايق نخستين جاى كم كن ازو . وچون چنين كنى آنگاه از جاى نخستين فارغ شدى . أو را بستر . وآنچ اندر جاى دوم بجاى آمد دورى قمر است از شمس . پس أو را برجاى سيوم فزاى بروج بر بروج ودرجات بر درجات « 10 » ودقايق بر دقايق . وجاى دوم را بستر . آنگه بنگر بدانچ گرد آمد اندر جاى سؤم . اگر اندر دقيقه‌ها بيشى است بر پنجاه ونه دقيقه ، شست دقيقه بيفكن وبر درجه‌ها از بهر ايشان يكى درجه بفزاى « 11 » . وگر بدرجها « 12 » بيشى بود بر بيست ونه ، سى درجه بيفكن وبجاى ايشان بر برجها يكى برج افزاى « 13 » . وگر ببروج « 14 » بيشى باشد بر يازده ، دوازده برج « 15 » بيفكن . وآنچ بماند جاى سهم سعادت بود .
هامش
( 1 ) - افزائى ، حص . ( 2 ) - آنگاه بر بروج ، س . ( 3 ) - بيفكن ، حص . ( 4 ) - ودرجهاء ، حص . ( 5 ) - بيفكن ، حص . ( 6 ) - برجهاى ، خ . ( 7 ) - بيفزاى ، حص . ( 8 ) - آنگاه درجات نخستين جاى از أو بيفكن ، حص . ( 9 ) - وبر دقيقه‌هايش بفزاى ، خ . ( 10 ) - ودرج بر درج ، حص . ( 11 ) - بر پنجاه ونه دقيقه يكى درجه از بهر ايشان بفزاى وشست دقيقه بيفكن ، حص . ( 12 ) - بر درجها ، خد . ( 13 ) - فزاى ، س . وبجاى ايشان يكى بر برجها افزاى ، حص . ( 14 ) - در بروج ، خ . ( 15 ) - س ( برج ) ندارد .
التفهيم لاوايل صناعة التنجيم — صفحة 438 | أبو ريحان البيروني