ودرجها خود كم از بيست ونه بودند ، همچنان يله كرديم وز بروج دور فكنديم كه دوازده است . بماند آنچ بسوم جاى بود برين صورت . واين جاى سهم سعادت است اندر جوزا بيست وشش درجه ويك دقيقه .
سوى جاى واين سهم سعادت است
2
26
1
واين آن سهمى است كه بطلميوس بكار دارد بر اين راه .
وز حال خويش نگردد هميشه . وامّا بجز « 1 » بطلميوس أو را « 2 » بروز همچنان كنند كه گفتيم وبشب بگردانند وقمر را بنخستين جاى نهند وآفتاب را بدوم وطالع بسوم . وبرين بسيار محالها لازم همى شود « 3 » .
جز سهم سعادت سهمى ديگر هست
امّا بطلميوس از أو نگذشت « 4 » . وامّا ديگران بس افراط كردند اندر مولودها « 5 » . وآنچ بو معشر ياد كردست بجدول نهاديم ، كه كار هر سهمى بر سه چيز رود . يكى آغاز كه ازو گيرند ، وآنست كه « 6 » بنخستين جاى نهادهاند « 7 » . ودوم نهايت كه تا باو گيرند ، وآنست كه بجاى دوم بود . وسوم جاى فكندن ، وآنست كه بجاى سوم بود . وخواهى كه اين سه چيز را كاسته نام كنى وزو كاسته وبرافزوده شايد « 8 » . وانگاه بسهم حالي « 9 » ديگر رسد . وآنست كه يا بشب وروز بر يك حال بود « 10 » . يا بروز ديگر وشب ديگر مخالف كرده . وامّا سهمهائى كه از بهر مسلها « 11 » ونرخها نهادند شماره نتوان كرد . وهر روزى همى فزايد ، كه هيچ تيسى « 12 » نيايد كه نه بدان چيزى فزايد « 13 » وز بيحاصلى نسخت كرده آيد وبكار برده واللّه المستعان وبه التّوفيق وله الحمد والمنّة « 14 » .
هامش
( 1 ) - جز ، حص .
( 2 ) - آنرا ، س .
( 3 ) - خد ( وباللّه التوفيق ) علاوة دارد .
( 4 ) - بگذشت ، خ . تحريف است . امّا بطلميوس فلم يتجاوزه وامّا غيره فقد أفرطوا في المواليد ، ع .
در كفاية النعليم مينويسد « أهل تحصيل گمان بردند كه بطلميوس جز سهم سعادت هيچ سهمى بكار نداشته است وآن گمان خطاست براي آنكه بطلميوس در ثمره تسيير سهم را بلفظ جمع ياد ميكند
و