چگونه باشد حال خانهيى كه « 1 » از دو برج مركّب باشد
اگر آنچ اندر آن آيد « 2 » از دو برج هر دو نزديك يكديگر باشند بمقدار خداوندان « 3 » هر دو برج خداوندان آن خانه باشند اگر هر دو نگرند . واگر يكى نگرد وديگر اوفتد نگرنده اوليتر باشد . وگر هر دو اوفتند آنك بهره وشهادت بيشتر دارد . وهميشه غلبه آنرا بود كه درجهاء « 4 » أو اندر آن خانه بيشتر بود .
فصل - در سهمهاى مشهور
سهم سعادت « 5 » چيست
سهم سعادت جائيست از فلك كه بعد أو از درجهء طالع سوى توالى البروج « 6 » همچند بعد قمر از شمس سوى توالى . ودانستن أو ( 1 ) - بيشتر أصحاب احكام پنج درجه را كه پيش از درجهء هر بيتي است از جملهء آن بيت شمرند بدان دليل كه اگر كوكبى در آن پنج درجه باشد گويند در آن بيت است . مثلا اگر طالع 15 درجهء سنبله باشد حكم از 10 درجهء سنبله كند واگر كوكبى در 11 درجهء سنبله باشد گويند در طالع است . وآن پنج درجه را مردار خوانند .
وبقسمت تنصيف ، دايرههاى هيأت از دو وجه دو نيم شود . نيمى زور زمين باشد ونيمى زير زمين ، بسبب قطري كه از درجهء طالع بدرجهء غارب پيوندد . نيمهء زور را أيمن فلك خوانند ونيمهء زير را أيسر فلك . واز وجه ديگر يك نيمه سوى مشرق شود ويك نيمه سوى مغرب ، بسبب قطري كه از درجهء عاشر بدرجهء رابع رسد . نيمهء شرقي را صاعد خوانند ونيمهء غربى را هابط .
( 2 ) - خد : اينجا ونيمه زيرين ( منسوبست ) بدون واو .
( 3 ) - ونزديك ، س .
( 4 ) - سايهبان ، حص .
( 5 ) - حص : اينجا وجملهء بعد ( است ) ندارد .
( 6 ) - جايگاهى است ، خد .
( 7 ) - ونيز گفتند جسم وروح ، س .
( 8 ) - ونه روح است ، خ . رسم الخطّ ( تجسم ونروح ) باتّصال حرف نفى باسم بجاى ( نه جسم ونه روح ) پيروى از دو نسخهء خد ، حص شده است كه قديمترين نسخ موجودهء ما ميباشد .
هامش
( 1 ) - خانه كه ، س .
( 2 ) - اندر آيد ، خد ،
( 3 ) - خداوندان آن ، س .
( 4 ) - درجهء ، حص .
( 5 ) - سهم السّعاده ، س .
( 6 ) - طالع بر توالى البروج ، حص . توالى بروج ، س .