هندوان هم براينند « 1 » يا نى
ايشان ببرخى موافقاند وببرخى مخالفاند « 2 » . امّا اتّفاق بنظر مقابله وهر دو تربيع وهر دو تثليث است . وبديگر خلاف كنند وگويند برج بسومش همى نگرد وسوم سوى أو ننگرد . ونيز برج بششمش ننگرد وششمش بدو همى نگرد « 3 » . ونيز برج سوى هشتمش « 4 » همى نگرد وهشتم بدو ننگرد . ومجامعت را نظر « 5 » نام نكنند وگويند كسى كه ايستاده بود راست از خويشتن هيچ چيز نبيند . وامّا بمرتبههاى نگريستن گويند كه سوى سوم ودهم چهار يك نظر است . وسوى پنجم « 6 » ونهم نيم نظر است . وسوى چهارم وهشتم سه چهار يك نظر است . وبرج دوم ودوازدهم ساقطاند از وى اوفتاده ونيز أو از ايشان اوفتاده « 7 » .
برجها را هيچ موافقت هست كه بجاى نگرستن كار كند
هر دو برجى كه مدار ايشان يكديگر را راست بود وأزين مدارها يكى بشمال وديگر « 8 » بجنوب ، ايشانرا متّفق في القوّة خوانند خواننداى كه اتّفاقشان بقوّت است . زيراك ساعات روز هر يكى از آن دو برج راست باشد مر ساعات شب ديگر را . ومطالع هر دو بهمه شهرها يكى باشند « 9 » . وآن چون حمل وحوت است وچون « 10 » ثور با دلو . وباقي برين قياس .
واين اتّفاق اندر درجههاى ايشان باشگونه بود . زيراك نخستين درجه از
هامش
( 1 ) - هندوان برين هستند ، حص .
( 2 ) - س ( اند ) ندارد .
( 3 ) - وبششم ننگرد وششم سوى أو مىنگرد ، حص . وهو أيضا لا ينظر إلى سادسه وسادسه ينظر اليه ، ع .
( 4 ) - هشتم ، خ .
( 5 ) - خد ( نظر ) ندارد . ولا يسمّون المجامعة نظرا ويزعمون انّ الانسان الواقف باستواء لا يرى شيئا من بدنه ، ع .
( 6 ) - وسيم وپنجم ، حص ، خ . تحريف است . وإلى خامسه وتاسعه ، ع .
( 7 ) - ساقطاند از وى وأو ازيشان ، حص .
( 8 ) - ويكى ، خ .
( 9 ) - باشد ، حص .
( 10 ) - خد ( است وچون ) ندارد .