تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفهيم لاوايل صناعة التنجيم — صفحة 347

مساهمون:

ص٣٤٧

هندوان هم براينند « 1 » يا نى

ايشان ببرخى موافق‌اند وببرخى مخالف‌اند « 2 » . امّا اتّفاق بنظر مقابله وهر دو تربيع وهر دو تثليث است . وبديگر خلاف كنند وگويند برج بسومش همى نگرد وسوم سوى أو ننگرد . ونيز برج بششمش ننگرد وششمش بدو همى نگرد « 3 » . ونيز برج سوى هشتمش « 4 » همى نگرد وهشتم بدو ننگرد . ومجامعت را نظر « 5 » نام نكنند وگويند كسى كه ايستاده بود راست از خويشتن هيچ چيز نبيند . وامّا بمرتبه‌هاى نگريستن گويند كه سوى سوم ودهم چهار يك نظر است . وسوى پنجم « 6 » ونهم نيم نظر است . وسوى چهارم وهشتم سه چهار يك نظر است . وبرج دوم ودوازدهم ساقطاند از وى اوفتاده ونيز أو از ايشان اوفتاده « 7 » .

برجها را هيچ موافقت هست كه بجاى نگرستن كار كند

هر دو برجى كه مدار ايشان يكديگر را راست بود وأزين مدارها يكى بشمال وديگر « 8 » بجنوب ، ايشانرا متّفق في القوّة خوانند خواننداى كه اتّفاقشان بقوّت است . زيراك ساعات روز هر يكى از آن دو برج راست باشد مر ساعات شب ديگر را . ومطالع هر دو بهمه شهرها يكى باشند « 9 » . وآن چون حمل وحوت است وچون « 10 » ثور با دلو . وباقي برين قياس . واين اتّفاق اندر درجه‌هاى ايشان باشگونه بود . زيراك نخستين درجه از
هامش
( 1 ) - هندوان برين هستند ، حص . ( 2 ) - س ( اند ) ندارد . ( 3 ) - وبششم ننگرد وششم سوى أو مىنگرد ، حص . وهو أيضا لا ينظر إلى سادسه وسادسه ينظر اليه ، ع . ( 4 ) - هشتم ، خ . ( 5 ) - خد ( نظر ) ندارد . ولا يسمّون المجامعة نظرا ويزعمون انّ الانسان الواقف باستواء لا يرى شيئا من بدنه ، ع . ( 6 ) - وسيم وپنجم ، حص ، خ . تحريف است . وإلى خامسه وتاسعه ، ع . ( 7 ) - ساقطاند از وى وأو ازيشان ، حص . ( 8 ) - ويكى ، خ . ( 9 ) - باشد ، حص . ( 10 ) - خد ( است وچون ) ندارد .