برجهاى اندام بريده « 1 » كدامند
حمل وثور وأسد وحوت بريده انداماند « 2 » . امّا حمل وأسد از جهت آنك پايهاشان شكافته است بكفشك وچنگال . وثور نيز همچنان وزجهت آنك نيمهء گاو است بر ناف بدو نيم بريده « 3 » . امّا حوت از جهت آنك خود اندام ندارد .
برجهاى راست « 4 » ايستاده كدامند
حمل وميزان وقوس منتصباند بر پاى كرده « 5 » . وهمچنين اندر كتابهاى گفتند . وديگران را ياد نكنند ونكردند . وامّا هندوان همى گويند « 6 » كه حمل وثور وسرطان وقوس وجدى ستان « 7 » خفته بر پشت « * » همى برآيند . وأسد وسنبله وميزان وعقرب ودلو بسر « 8 » ايستاده همى برآيند . وجوزا وحوت گرايسته بر پهلو همى برآيند . ومراد ايشان اندر آن مرا معلوم نيست ، كه نهاد صورتهاى بروج اندر خور اين نيست . وهيچ بر آن گوائى ندهد « 9 » .
برجهاى مردم وجز مردم كدامند
آن برجها كه بر صورت مردم است « 10 » يكى جوزا ودوم سنبله « 11 » ، وميزان ونيمهء نخستين از قوس ودلو . واين از جهت صورتهاى ايشان كه پيشتر نموديم كه بر صورت مردماند . وميزان صورت مردم ندارد . ولكن چون أو را بر گونههاى « 12 » صورت كنند علامت را صورتي فزايند ، يا مردم « 13 » يا مرغ يا دست ساده بىمردم تا ترازو را گرفته دارد . وامّا برجهاى چهارپاى حمل وثور وأسد ونيمهء
هامش
( 1 ) - برنده ، خد . فما المقطوعة الأعضاء ، ع .
( 2 ) - وحوتاند ، حص . س .
( 3 ) - دريده ، خد . بدو نيمه بريده ، خ . گاو است بدو نيم بريده بر ناف ، حص .
( 4 ) - خد ( برجهاى ) ندارد .
( 5 ) - س . حص ( كرده ) ندارد .
( 6 ) - خد ( همى ) ندارد . حص : در جملهء پيش ( نكنند و ) ندارد .
( 7 ) - شبان ، خد . تحريف است . فزعموا انّ الحمل والثور والسرطان والقوس والجدى تطلع مستلقية على ظهورها ، ع .
( 8 ) - بر سر ، حص .
( 9 ) - وبراي آن هيچ گواهى ندهند ، حص . فانّ أوضاع أكثر البروج لا يوافق ذلك ولا يشهد له ، ع .
( 10 ) - اين برجها كه بر صورت مردماند ، حص .
( 11 ) - خ . س ( يكى ودوم ) ندارد .
( 12 ) - كويها ، حص . كرانهاى ، س .
( 13 ) - با مردم ، خ . وليس الميزان كذلك وانّما يزادفيه في الأكثر امّا صورة انسان تامّ اويده مفردة أو طائر لا مساك العلاقة ، ع .
( * ) « خفته بر پشت » ترجمهء همين كلمهء « ستان » است .