گزنده اندر نيايد « 1 » . وپنجم روز است از اسفندارمذماه . وپارسيان أو را مردگيران خوانند « 2 » . زيراك زنان بر بشوهران « 3 » اقتراحها كردندى وآرزويهاى خواستندى از مردان .
گهنبار « 4 » چيست
روزگار سال پارهها « 5 » كرده است زرادشت وگفته است كه بهر پارى « 6 » ايزد تعالى گونهيى « 7 » آفريده است چون آسمان
و
هامش
( 1 ) - در آثار الباقية ميفرمايد از آغاز طلوع فجر تا طلوع آفتاب اين رقيه را بر كاغذهاى چهارگوش نوشته بر سه سمت ديوارهاى خانه بچسبانند وديوار مقابل صدر خانه را باز گذارند بسم اللّه الرّحمن الرّحيم « اسفندار مذماه اسفندار مذ روز بستم دم ورفت زير وزبر از همه جز ستوران بنام يزدان وبنام جم وافريدون بسم اللّه بآدم وحوّا حسبي اللّه وحده وكفى » . اين رقيه كه أستاذ نوشته مرسوم زمان خود اوست كه آثار اسلامى در مراسم ايرانيان تأثير كرده است ونسخهء چاپى آثار الباقية نيز خالى از تحريف نيست .
( 2 ) - در آثار الباقية ميفرمايد روز پنجم اسفندار مذ ماه را كه اسفندار مذ روز است براي توافق نام ماه با روز جشن ميگيرند وآنرا مرد گيران يا مژدگيرن ( مزدگيران يا مژدهگيران ؟ ) ميخوانند .
زيرا كه عيد زنان است ومردان در اين روز بزنان بخششها همى كنند واين رسم در أصفهان ورى وديگر شهرهاى فهله برقرار است .
( 3 ) - بر شوهران ، خ .
( 4 ) - كهينار ، خد .
كلمهء گهنبار يا گاهنبار كه در پهلوى گاسانبار بتبديل سين وهاء بيكديگر گفته ميشود در اينكه جزو اوّلش گاه بمعنى وقت است شكّى نيست . امّا دربارهء جزو دوّمش سخنها گفته واشتقاقهاى دور ودراز ساختهاند . نگارنده احتمال ميدهد كه أصل اين كلمه گاهانبار بوده است ، مركّب از ( گاه ) بمعنى وقت و ( بار ) بمعنى دفعه ونوبت يا ( پار ) بمعنى بخش وپاره وقسمت .
والف ونون در اين كلمه يا نظير الف ونون در سحرگاهان وصبحگاهان وبامدادان وأمثال آنها يا علامت جمع است . وبهر صورت كلمهء گاهانبار كه در تخفيف گاهنبار وگهنبار شده بمعنى چندگاه وچند نوبت است كه در آنها آفرينش جهان بعقيدهء زردشت بپايان رسيد .
گهنبارها ششتاست وبراي هر كدام پنج روز جشن ميگيرند كه روز پنجم از همه مهمتر وچهار روز اوّل بمنزلهء مقدّمات آنروز است .
اين رأى كه جهان وموجودات آسمان وزمين در ششگاه آفريده شد عينا در ديانت اسلام وقرآن مجيد آمده است كه :خَلَقَ السَّماواتِ وَالْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ( سورهء أعراف آيهء 52 ) . أسامي گهنبارها وايّام آنها را خود أستاذ در آثار الباقية آورده امّا نسخهء چاپى بىتحريف نيست وتلفّظ صحيح كلمات با حروف لاتينى اين است .
گهنبار اوّل در چهل وپنجمين روز سال در ماه ارديبهشت است بنام ميذيوى زرمى گاهMaidyaiyarmayaودر اين گهنبار آسمانها آفريده شده است . گهنبار دوم در صد وپنجمين روز سال در ماه تير كه در آن آب آفريده شد بنام ميذيوى شمگاهMaidyachema. گهنبار سوم در صد وهشتادمين روز سال است در شهريور ماه بنام پيتيشه هىگاهPaitichahyaودر اين گهنبار زمين را آفريد . بعضي نام اين گهنبار را ( پتيه شهيم ) ودر نسخهء چاپى آثار الباقية ( فيشههمكاه ) نوشتهاند . گهنبار چهارم كه در آن نباتات ودرختها خلق شده است در دويست ودهمين روز سال در مهرماه است ونامش اياثر مگاهAyathrima. گهنبار پنجم كه در آن بهائم آفريده شده دويست ونودمين روز سال است در ماه دى ونامش ميذيايرى گاهMaidhyairyaودر آثار الباقية ( مديايريم كاه ) . گهنبار ششم كه در آن انسان خلق شده است در سيصد وشصت وپنجمين روز سال واقع ميشود در آخرين روز اندرگاه يعنى وهيشتوايشت ونام اين گهنبار همسپت ميذىگاهHiamaspa thmaedayaودر آثار الباقية ( همشفثميذيمكاه ) .
( 5 ) - خد ، بارها . رسم الخطّ قديم بارها وپارها هر دو است . هي اقسام لايّام السّنة مختلفة في اوّل كلّ قسم منها خمسة ايّام هي الكهنبارات زعم زرادشت انّ في كلّ واحدة منها خلق اللّه تعالى نوعا من الخلقة من سماء وارض وماء ونبات ، ع .
( 6 ) - پارهءى ، حص . بارى ، خد .
( 7 ) - چيزى ، حص .