پروردگان « 1 » چيست
پنج روز پسين اندر « 2 » آبان ماه . وسبب نام كردن آن چنانست كه گبركان اندرين پنجروز خورش وشراب نهند روانهاى مردگان را . وهميگويند كه جان مرده بيايد وز آن غذا گيرد . وچون از پس آبانماه پنجروز افزونى بوده است ، آنك اندرگاه خوانند « 3 » گروهى ازيشان پنداشتند كه اين پنج روز پروردگان است . وخلاف بميان افتاد واندر كيش ايشان مهمّ چيزى بود . پس هر دو پنج را بكار بردند از جهت احتياط را . وبيست وششم روز آبانماه أول فروردگان كردند وآخرشان « 4 » آخر دزديده . وجملهء فروردگان ده روز گشت .
بر نشستن كوسه چيست
آذرماه بروزگار خسروان اوّل بهار بوده است . وبنخستين « 5 » روز از وى از بهر فال ، مردى بيامدى كوسه ، بر نشسته بر خزى « 6 » ، وبدست كلاغى گرفته ، وبباد بيزن خويشتن باد همى زدى « 7 » وزمستان را وداع هميكردى « 8 » وز مردمان بدان چيزى « 9 » يا فتى . وبزمانهء ما بشيراز همين كردهاند وضريبت پذرفته « 10 » از عامل ، تا هرچ ستاند از بامداد تا نيمروز بضريبت دهد .
و
هامش
با چمن نامهربان شد باز باد مهرگان * مهرگانى باد پيش آراى نگار مهرباندر آثار الباقية مينويسد ولأهل ايرانشهر من لدن المهرجان إلى ثلثين يوما أعياد بين طبقات النّاس على مثال ما تقدّم ذكره في النّوروز ولكلّ طبقة خمسة أيام . ونيز مينويسد در رام روز كه 21 مهرماه است مهرگان بزرگ باشد ودر اين روز ايرانيان بيكديگر اين درود گويند « هزار سال بزى » .
( 1 ) - فروردگان ، حص . هر دو كلمه صحيح و ( فروردجان ) معرّب است .
( 2 ) - پسين از ، خ .
( 3 ) - أسامي پنج روز اندرگاه كه آنرا باسامى پنجه ، گاه ، پنج وه ، روزهاى گاتها ، پنجهء دزديده ( خمسهء ميسترقه ) نيز ميخوانند در جدول سابق گذشت . وتلفظ آنها بترتيب أسامي با حروف لاتينى چنين استAhunaitiU chtavaitiS pentamainyu Vahukhachthre Vahichtoichti( 4 ) - اخر ايشان ، حص .
( 5 ) - نخستين ، حص .
( 6 ) - مردى كوسه بيامدى بر خرى نشسته ، حص .
( 7 ) - وباد بيزن در دست وخويشتن را باد همى زدى ، حص .
( 8 ) - همى كرد ، خد .
( 9 ) - چيز ، حص .
( 10 ) - وضريبه پذيرفته ، حص .