تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفهيم لاوايل صناعة التنجيم — صفحة 254

مساهمون:

ص٢٥٤

تيرگان چيست

سيزدهم روز است از تيرماه . ونامش تير است همنام ماه خويش وهمچنين است بهر ما هي آنروز كه همنامش باشد أو را جشن دارند « 1 » . وبدين تيرگان گفتند كه آرش تير انداخت از بهر صلح منوچهر كه با افراسياب تركى كرده است بر تير پرتابى از مملكت . وآن تير كفت 87 أو از كوههاى طبرستان بكشيد تا بر سوى تخارستان « 2 » .

مهرگان چيست

شانزدهم روز است از مهر ماه ونامش مهر . واندرين روز افريدون ظفر يافت « 3 » بر بيوراسب جادو آنك معروف است به ضحاك . وبكوه دماوند بازداشت « 4 » . وروزها كه سپس « 5 » مهرگان است همه جشن‌اند
هامش
( 1 ) - پارسيان را قاعدهء كلى بود كه هرگاه نام ماه با نام روز يكى ميشد آنروز را جشن ميگرفتند ونام اين روز را بالحاق لفظ گان ميگفتند . بنابر اين دوازده جشن داشتند باسامى فروردينگان ، ارديبهشتگان ، خردادگان ، تيرگان ، مردادگان . شهريورگان الخ . لفظ گان در اين كلمات وهمچنين دهگان وصدگان وهزارگان بمعنى عشرات ومآت وألوف متضمّن معنى جمع وتكرار است . عجب داريم كه أستاذ ما با آنكه باين معاني از همه كس آشناتر بوده لفظ مهرجان را كه تعريب مهرگان است مركّب از مهر وجان تصور فرموده ودر آثار الباقية بمعنى محبّة الرّوح تفسير كرده وكلمهء فروردجان يا بروردجان را كه اصلش فروردگان وپروردگان است از پروردين جان گرفته ودر كتاب التفهيم عربى بمعنى تربية الرّوح تفسير فرموده است ! ( 2 ) - جملهء آخر مطابق قديمترين نسخه‌هاى فارسي تفهيم است كه أساس كار ما بوده وتاريخش روز پنجشنبهء ششم صفر 538 هجرى است . امّا در نسخهء ( حص ) اينطور است ، وگفتند كه اين تير از كوههاى طبرستان بكشيد تا بسوى تخارستان شد . خ ، واين تير گفتا از كوههاى الخ . ع ، فامّتد السّهم من جبال طبرستان إلى أعالي طخارستان . « وگفت » بكسر كاف تازى مرادف « كتف » است بمعنى دوش ر ك : تعليقات . شرح تير انداختن آرش را خود أستاذ در آثار الباقية ( ص 220 چاپ اروپا ) بتفصيل آورده است . اين داستان زبانزد ايرانيان بوده ودر اشعار فارسي نيز بسيار آمده است . فخر الدّين أسعد گرگانى در مثنوى ويس ورامين گويد :اگر خوانند آرش را كمانگير * كه از آمل بمرو انداخت يك تيرتو اندازى بجان من ز كوراب * همى هر ساعتي صد تير پرتاب( 3 ) - يافته است ، حص . ( 4 ) - بازداشتند ، خد . ( 5 ) - از پس ، خص .