تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفهيم لاوايل صناعة التنجيم — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣
كه حاجيان بمنى قربان كنند . وبدين روز ودو روز از پس وى روزه داشتن حرام است . وأيام تشريق سه روز است سپس عيد گوسپندكشان . وز بهر آنك اندر ايّام تشريق « 1 » ومعدودات آنك بدو تكبير كرده آيد از پس هر نمازى ، خلافهاست ميان فقها ، حكايت كردن آن مگر با خلافها دشخوار است « 2 » واين نه جاى آنست . واندرين ماههاى تازى روزگارهاست كه بدان اتّفاق افتاد زادن بزرگان يا مرگ يا كشتن ايشان يا مانندهء اين حادثه‌ها . وليكن مردمان آنرا كم بكار دارند « 3 » . وگاه‌گاه بدان تعصّب وبلا رسانند كه ميان خداوندان مذهبهاست .

از رسمهاى پارسيان نوروز چيست

نخستين روز است از فروردين ماه ، وزينجهت روز نو « 4 » نام كردند ، زيراك پيشانى « 5 » سال نو است . وآنچ از پس اوست أزين پنج روز « 6 » همه جشنهاست . وششم فروردين ماه نوروز بزرگ دارند . زيراك خسروان بدان پنجروز حقهاى حشم وگروهان [ وبزرگان ] بگزاردندى وحاجتها روا كردندى ، آنگاه بدين روز ششم « 7 » خلوت كردندى خاصّگان را . واعتقاد پارسيان اندر نوروز نخستين آنست كه اوّل روزى است از زمانه ، وبدو فلك آغازيد گشتن .
هامش
( 1 ) - وز جهت آنكه ايّام التّشريق ، خد . ( 2 ) - خد ( مگر ) ندارد . حص ، مگر بخلافها بسيار است ودشخوار . ع ، فانّ حكايتها الّا مع - الخلافات متعذّر . ( 3 ) - خد ، آنرا بكم دارند . ولكنّ النّاس قلّما يستعلمونها ، ع . ( 4 ) - روزى نو ، حص . ( 5 ) - نشانى ، حص . ولهذا سمّى يوما جديدا لانّه غرّة الحول الجديد ، ع . ( 6 ) - بدان پنج ، حص . ( 7 ) - آنگاه روز ششم ، خد .