برداشته است . زيراك بدين دو روز روزه نشايد داشتن جز شنبهء آخرين وبس .
وبروزه اندر گوشت نخورند وآنچ بجانور پيوندد . وشرط اين صوم آنست كه پيش از دوم روز شباط نشايد ، ونه نيز از پس هشتم آذار . ودانستن أو را راهى است كه با غالب « 1 » راست آيد . واين آنست كه اوّلش نزديكترين دوشنبه است بدان اجتماع كه اندر شباط باشد ، بدان شرط كه از دوم روز شباط پيش نيفتد ، وگرافتد آن اجتماع را يله بايد كنند وسوى ديگر اجتماع شوند كز پس أو آيد « 2 » . وهمچنان بايد نگريستن كه كدام دوشنبه بوى « 3 » نزديكتر است ، پيشين يا پسين ، آنك باجتماع نزديكتر بود اوّل صوم بود .
سعانين وآنچ از پس اوست چهاند « 4 »
سعانين آخرين يكشنبه است اندر روزهء بزرگ ايشان . وتفسير أو تسبيح باشد . وبدين روز مسيح عليه السّلام ببيت المقدّس اندر آمد بر مادة خرى نشسته ، وخر كرّه از پس وى همى دويد « 5 » ومردمان پيش أو تسبيح همى كردند تا بمزكت « 6 » اندر آمد ، وامر معروف كرد وز منكر باز داشت ، وكاهنان را كه دانشمندان جهوداناند سرزنش كرد ، ايشان كينور « 7 » شدند وآهنگ أو كردند تا پنهان شد . وروز چهارشنبه پايهاى حواريان كه شاگردان وياران وى بودند بشست از بهر تواضع « 8 » . وروز پنجشنبه فسح كرد ، وقربانش نان وسيكى 85 بود « 9 » . وآگاه كرد ايشانرا از نزديكى اجلش . آنگاه شب آدينه سوى كوه بيرون
هامش
( 1 ) - كه أغلب ، حص . كه بأغلب ، خ .
( 2 ) - يله بايد كردن وسوى ديگر اجتماع بايد رفتن كه از پس اوست ، حص .
( 3 ) - بدو ، حص .
( 4 ) - وآنچ از پس أو اند چيست ، حص .
( 5 ) - از پس همى دويد ، خد .
( 6 ) - بمسجد ، حص .
( 7 ) - كينهور ، حص .
( 8 ) - خد ، وروز چهارشنبه با حواريان كه شاگردان وياران وى بودند بنشست از بهر تواضع . ع ، وغسل أرجل أصحابه الحوارييّن يوم الأربعاء تواضعا . اگر نسخهء تفهيم عربى در دست نبود تحريف ( خد ) بزودى معلوم نميشد .
( 9 ) - وافسح يوم الخميس بالخبز والخمر ، ع .