تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفهيم لاوايل صناعة التنجيم — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣
ونشانها مر گرما وسرما وبادها را وگوناگون گشتها را اندر هوا كه آنرا نظام بود اندر سال بيشترين حال « 1 » وهمين روزگارها آن گروهان بكار دارند كه سال ايشان جنبان است . زيرا كه پيش شدن وسپس شدن أو چندان نيست كه حسّ را پديد آيد .

از عيدهاى جهودان فسح « 2 » چيست

پانزدهم روز از ماه نيسن فسحا « 3 » خوانند . واين آنروز است كه بني إسرائيل از مصر بيرون آمدند وگريختند ورسته شدند « 4 » از بندگى ، وقربانها كردند چنانك ايشانرا فرموده آمد « 5 » . واين نخستين « 6 » روز است از هفت روزى كه آنرا فطير خواران خوانند « 7 » . وجهودانرا نشايد كه بدين هفت روز خمير خورند يا ببنگاه دارند « 8 » . وبآخرين روز « 9 » أزين هفت ، فرعون بدرياى سوب « 10 » كه أو را قلزم خوانند غرقه شد . واين روز را كس « 11 » خوانند .
هامش
( 1 ) - وللّذين سنوهم ثابتة ايّام اخر هي أوقات الزّرع والبذر والغرس والحصاد والالقاح والانسال وعلم الحرّ والبرد والرّياح وساير التّغايير في الجوّ الّتى يكون نظامها في السّنة اكثرىّ الوجود ، ع . ( 2 ) - در آثار الباقية وكتب لغت عربى ( فصح ) بكسر فاء وسكون صاد مهمله ضبط شده وتلفّظ معمول عبريش بطوريكه نگارنده از بعض علماى يهود تحقيق كرد ( پسح ) است ، بكسر ( پ ) سه نقطهء فارسي وفتح سين بىنقطه . ( 3 ) - نيسان سبحا ، خد . ( 4 ) - گريخته وبرستند ، خ . ( 5 ) - فرمودند ، خد . فرموده‌اند ، خ . ( 6 ) - نخست ، خ . ( 7 ) - از هفت روز فطير خواران ، خ . ( 8 ) - بنگاه اينجا مرادف ( رحل ) عربى بمعنى خانه وجاى باش مردم آمده است ( ولا امساكه في الرّحل ، ع . ) يا بمعنى انبار غلّه وآذوقه ومحل بار وبنه ؛ چه ظاهرا اصلش [ بنه + گاه ] است . بطوريكه نگارنده از علماى يهود تحقيق كرد رسم اينست كه در اين ايّام هر چيزى كه از خمير ترش ساخته ميشود خوردنش ممنوع است . ( 9 ) - وبآخر اين روز ، خد . ( 10 ) - ع ، سوف . تلفّظ معمول عبريش هم ( سوف ) است ، ( 11 ) - خ ، كش . ع ، كبر . آثار الباقية ، مكس . با نسخه بدل ، مكمس .