ونشانها مر گرما وسرما وبادها را وگوناگون گشتها را اندر هوا كه آنرا نظام بود اندر سال بيشترين حال « 1 »
وهمين روزگارها آن گروهان بكار دارند كه سال ايشان جنبان است . زيرا كه پيش شدن وسپس شدن أو چندان نيست كه حسّ را پديد آيد .
از عيدهاى جهودان فسح « 2 » چيست
پانزدهم روز از ماه نيسن فسحا « 3 » خوانند . واين آنروز است كه بني إسرائيل از مصر بيرون آمدند وگريختند ورسته شدند « 4 » از بندگى ، وقربانها كردند چنانك ايشانرا فرموده آمد « 5 » . واين نخستين « 6 » روز است از هفت روزى كه آنرا فطير خواران خوانند « 7 » . وجهودانرا نشايد كه بدين هفت روز خمير خورند يا ببنگاه دارند « 8 » . وبآخرين روز « 9 » أزين هفت ، فرعون بدرياى سوب « 10 » كه أو را قلزم خوانند غرقه شد . واين روز را كس « 11 » خوانند .
هامش
( 1 ) - وللّذين سنوهم ثابتة ايّام اخر هي أوقات الزّرع والبذر والغرس والحصاد والالقاح والانسال وعلم الحرّ والبرد والرّياح وساير التّغايير في الجوّ الّتى يكون نظامها في السّنة اكثرىّ الوجود ، ع .
( 2 ) - در آثار الباقية وكتب لغت عربى ( فصح ) بكسر فاء وسكون صاد مهمله ضبط شده وتلفّظ معمول عبريش بطوريكه نگارنده از بعض علماى يهود تحقيق كرد ( پسح ) است ، بكسر ( پ ) سه نقطهء فارسي وفتح سين بىنقطه .
( 3 ) - نيسان سبحا ، خد .
( 4 ) - گريخته وبرستند ، خ .
( 5 ) - فرمودند ، خد . فرمودهاند ، خ .
( 6 ) - نخست ، خ .
( 7 ) - از هفت روز فطير خواران ، خ .
( 8 ) - بنگاه اينجا مرادف ( رحل ) عربى بمعنى خانه وجاى باش مردم آمده است ( ولا امساكه في الرّحل ، ع . ) يا بمعنى انبار غلّه وآذوقه ومحل بار وبنه ؛ چه ظاهرا اصلش [ بنه + گاه ] است .
بطوريكه نگارنده از علماى يهود تحقيق كرد رسم اينست كه در اين ايّام هر چيزى كه از خمير ترش ساخته ميشود خوردنش ممنوع است .
( 9 ) - وبآخر اين روز ، خد .
( 10 ) - ع ، سوف . تلفّظ معمول عبريش هم ( سوف ) است ،
( 11 ) - خ ، كش . ع ، كبر . آثار الباقية ، مكس . با نسخه بدل ، مكمس .