عيدها وروزگارهاى « 1 » گروهان چگونه افتد
چون سألها وماههاى ايشان مختلفاند ، همچنان آنروزها كه اندر آن بكار همى دارند مختلف باشد . وهر گروهيرا اندر ماههاى خويش روزگارهاست پيدا . واز آن برخى عيدهاست كه اندر آن شادى كنند وزينت پيدا آرند وگوناگون رسمها بنمايند . امّا از پدران يافته ، امّا از دين يا از كيش « 2 » برگرفته . وز آن برخى صومهاست كه بدان اميد ثواب دارند « 3 » . يا بفرمان شريعت كه فضايل آن روزها پيدا كرد ، ويا « 4 » از بهر حالها كه اندر آن باتّفاق افتاده است ، كه اندوه وحزن واجب كرد وروزه بدو داشته آمد . وز آن برخى ذكرانهاست وخاصّه ترسا آن را ، كه اندر آن روزهاى شهيدانرا وصدّيقانرا اندر نماز « 5 » وكليسيا ياد « 6 » كنند وبشفاعت ايشان تقرّب خواهند .
وحال اين روزها از جهت فصلهاى سال همچون حال سال بود از فصلها . اگر سال اندر چهار فصل گردنده باشد ، آن روزها نيز اندر چهار فصل بگردد « 7 » . وگر سال ايستاده بود ونگردد ، آن روزها نيز نگردند . وگر سال « 6 » جنبان بود « 8 » گاه پيشتر شود وگاه از پستر چون سألها جهودان وهندوان ، آنروزها بحسب آن جنبان باشند « 9 » .
وآن گروهانرا كه سال ايشان ايستاده است ، ديگرگونه روزگار است نيز كشت وورز را « 10 » ونهال نشاندن را وبر رسيدن وبر افكندن « 11 » وگشن وزه كردنرا
هامش
( 1 ) - عيدهاى روزگارهاى ، خد .
( 2 ) - از دين وكيش ، خ .
( 3 ) - كه بدان ثواب چشم دارند ، خ .
( 4 ) - پيدا شود يا ، خد .
( 5 ) - اندر آن نماز ، خد .
( 6 ) - بياد ، خ .
( 7 ) - گردد ، خ .
( 8 ) - جنبان باشد ، خ . وانّ كانت السّنة مضطربة ، ع .
( 9 ) - جنبان بود ، خ .
( 10 ) - خد ( را ) ندارد .
( 11 ) - خد ( بر افكندن ) ندارد .