وهندوان را تاريخهاست بسيار ، برخى كهن وبرخى نو « 1 » . وآنك سخت مشهور است ميان ايشان ومستعمل شككال « 2 » ومعنيش وقت شك . واين مردى بوده است كه بغلبه كار گرفت وبر زمينهاء ايشان مستولى شد وايشانرا همى بيازرد . چون أو را بكشتند تاريخ از سال آسودن از وى كردند .
وناچاره كه هر امّتى را تاريخي است ، يكى « 3 » يا بيشتر . واز دوگونه بيرون نهاند « 4 » ، يا خبر وچگونگى أو بما « 5 » نرسيده است ويا رسيده است ، وليكن حكايت آن بس « 6 » دراز گردد . وما أو را بجايگاهها « 7 » آورديم كه اندر خور آن بوده است .
پس معلوم هست كه از تاريخ تا بتاريخ چند است
آنچ ميان هر دو تاريخ است اگر آنرا بسال « 8 » وماه گوئيم عامّ نباشد . زيراك سألها وماهها يك گونه نيند . واگر بروزها گوئيم عامّ باشد ، كه روزها بهمه سألها وماهها يكى است . واندرين جدول كه بكردار « 9 » منبر است نهاديم روزها را ، آنچ از هر تاريخ است تا بديگر تاريخ بدان خانه كه ميانگى « 10 » باشد هر دو تاريخ را چون از يكى بدرازا گيرى واز ديگر « 11 » بپهنا تا هر دو انگشت بيكجا آيند . وآنرا بغايت درستى كرديم « 12 » . وسخت سودمند است اين
هامش
( 1 ) - نوتر ، خد . بهرى كهن وبهرى نو ، حص .
( 2 ) -Chakakalaمركّب از دو كلمهء شاك يا شك كه نام خاصّ است وكال بمعنى دوره ووقت وزمان .
( 3 ) - خد ( يكى ) ندارد .
( 4 ) - نيايد ، حص .
( 5 ) - آنكه بما ، خد ،
( 6 ) - از بس ، خد .
( 7 ) - اندرين جايگاهها ، خد . بجايگهها ، خ .
( 8 ) - سال ، خ . حص .
( 9 ) - بركردار ، خ . حص .
( 10 ) - ميانجى ، خد .
( 11 ) - واز يكى ، خ .
( 12 ) - جدولى كه استخراج تواريخ جز بوسيلهء آن ممكن نميشود وزيردست استادى همچون بو ريحان بغايت درستى شده بود ، بواسطهء غلطكارى رونويسان بغايت نادرستى بدست ما افتاد . قديمترين وصحيحترين نسخههاى فارسي اين كتاب كه أساس ومبناى كار ماست حدود يك ثلث ارقامش بكلّ مغشوش ومغلوط بود . خوش بختى را اصلاح اين أرقام اگرچه زحمت بسيار داشت امّا از روى محاسبه ومراجعه بكتب استخراج ميسور وراهش از اينجهت براي نگارنده باز بود . اوّلا بنسخههاى قديم كتب زيج از قبيل زيج ايلخانى وشرح بيضاوى بر آن وهمچنين زيج محمّد شاهى وجامع وزيج