وتاريخ أهل كتاب تاريخ يونانيان است « 1 » از اوّل آنسال كه سولوقس « 2 » بملك أنطاكية تنها بنشست « 3 » هرچند كه اين تاريخ به إسكندر معروف شده است « 4 » .
امّا ترسايان أو را « 5 » بسالهاى سريانيان وروميان بكار هميدارند . وامّا جهودان أو را بسالهاى خويش كه قمرىاند نسيئ كرده بكار هميدارند . وحرّانيان كه ايشانرا صابيان خوانند راهى دارند نزديك بدان جهودان .
وكتابيان را ديگر بار تاريخهاست « 6 » چون آفرينش آدمي « 7 » وطوفان نوح وغرقه شدن فرعون وبر آوردن سليمان هيكل را اندر بيت المقدّس وويران كردن بختنصر آن هيكل را . ولكن ميان ايشان اندر آن خلافهاست « 8 » . وزينجهت آنرا « 9 » استعمال هميكنند كه دروى خلاف كمتر است در ميان ايشان ونيز عددهاى أو كمترند اى تاريخ إسكندر « 10 » .
وتازيان بروزگار پيشين تاريخ از كارزارهاى « 11 » بزرگ داشتندى كه ميان
هامش
( 1 ) - يوناني است ، خ .
( 2 ) - مقصود سلوكوس نيكاترSeleucusnicatorسردار معروف إسكندر است كه در 312 ق . م . أنطاكية را بنا كرد ودر همين سال بتخت سلطنت مستقل نشست وسلسلهء سلوكيدى شام را تأسيس نمود ودر سال 280 ق . م وفات يافت . امّا إسكندر كبير وفاتش 323 وتولّدش 356 ق . م . بود .
( 3 ) - بنشسته است ، خد .
( 4 ) - 81 معروف است ، خ . يعنى مبدأ اين تاريخ سال جلوس سلوكوس است كه حدود 12 سال پس از وفات إسكندر بود امّا بنام اسكندرى معروف شده است . بطلميوس در مجسطى يكجا مبدأ تاريخ رومى را سال 425 بخت نصرى قرار داده است كه مطابق با سال وفات إسكندر ميشود ( 323 ق م ) .
ويكجا مبدأ را 435 سال و 336 روز از تاريخ بخت نصر قرار داده است كه مطابق با جلوس سلوكوس وحدود 12 سال بعد از وفات إسكندر است .
( 5 ) - خد ( أو را ) ندارد .
( 6 ) - ديگر تاريخها هست ، خ .
( 7 ) - آدم ، خ .
( 8 ) - خلاف است ، حص .
( 9 ) - أو را ، خد .
( 10 ) - كمتر بدان تاريخ ، خ . كمترند از تاريخ ، حص . هر دو نسخه تحريف است .
( 11 ) - كارهاى ، خ .