تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفهيم لاوايل صناعة التنجيم — صفحة 236

مساهمون:

ص٢٣٦
يا طوفانى هلاك كننده ومانندهء آن ، چنانك آنوقت زمانه را آغاز نهند نه بحقيقت وطبع وزو سال وماه وروز همى شمرند تا بهر وقتي كه خواهند . واندازه‌هاى « 1 » روزگار واجل ومهلت بدان بدانند « 2 » . ووقتها را دانند « 3 » كه كدام است پيش وكدامست ز پس « 4 » .

دورها چه چيزاند

دورها سالهاى باشند شمرده « 5 » كه بدان سألها حالي از حالها « 6 » بجاى خويش باز آيد ، چون دور سى وسه ، كه اندرين سألها هر ما هي زان قمري « 7 » كه معلوم كنى بجاى خويش باز آيد . مثلا چون محرّم كه باوّل « 8 » بهارگاه بود ، بدين سألها باز باوّل بهارگاه آمده باشد . وچون دور سى سال قمري « 9 » كه زحل اندر فلك البروج بدان جايگاه رسد كجا باوّل اين سألها بوده است ، وكسرها كه با روزهاى درست اندر سال است سپرى شود . وسالهاى تاريخ چون بسيار گردد « 10 » ، اندر آن بكار گيرند دورها را ، تا دور چون عشرات ومئين « 11 » بود وآنچ از تمامى دور كمتر باشد چونكه آحاد « 12 » .

تاريخهاى امّتان وگروهان كدامند

تاريخ مسلمانان از اوّل آنسال است « 13 » كه پيغامبر صلّى اللّه عليه وسلّم هجرت كرد وز مكّه بمدينه آمد . وسالهاى أو قمري است ساده . « 14 »
هامش
( 1 ) - تا اندازهء ، خ . ( 2 ) - خ ( بدان ) ندارد . ( 3 ) - بدانند ، خد . ( 4 ) - كه كدام است از پس ، خ . ( 5 ) - بشمرده ، خ . ( 6 ) - حالي ، خ . ( 7 ) - از آن قمر ، خ . ( 8 ) - اوّل ، خ . ( 9 ) - دورى ، خ . ( 10 ) - تاريخ اين بسيار شود ، خ . ( 11 ) - مأيين ، خد . مائين ، خ . تفاوت برسم الخطّ است . ( 12 ) - چون آحاد ، خ . ( 13 ) - اوّل سالى است ، خ . خد ( 14 ) - يعنى بي كبيسه ونسيئ .