يكپاره از سيصد وشصت پاره از سال قمري . وسيوم نكشترمان « 1 » اى اندازهء منازلى .
ومعنى روز منازلى آنمدّت است كه قمر بدو يك منزل ببرد از منازلهاء خود « 2 » بيست وهفت « 3 » . وچهارم سابن مان « 4 » اى اندازهء طلوعى . ومعنى روز طلوعى آنك « 5 » از بر آمدن آفتاب تا برآمدن أو ديگرباره . واين روز محسوس است « 6 » وزينجهت أو را تيزروز مردمان « 7 » خوانند . وهركه « 8 » شمسي وقمري دانست ، أو را پيداست كه روز شمسي « 9 » افزونتر است از روز طلوعى . وروز قمري كمتر از روز طلوعى . وآنچ پيشتر گفتيم از ماه قمري كه بيست ونه روز است بروزهاى طلوعى است . وآنچ اندر جدول نهاديم ماههاى هندوان را ، آن بروزهاى قمري است « 10 » زيرا كه هر يكى پارهايست از سىپاره ميان دو اجتماع ميانه .
روزگار ماهها را نام هست يا نه
هندوان هر روزى را نامى دارند وخداوندان فرشتگان كه آنرا ديو خوانند « 11 » . وهمچنان نيز سغديان وخوارزميان ومانندهء ايشان نامها دارند هر روزيرا از ماه ، ولكن سخت مشهور نهاند وزود تباه شوند بنسخت كردن بىتيمار ، وبدين مشهوري كه « 12 » روزگار هفته است ميان جهانيان وبرخاستن خلاف از ميان ايشان اندرو . وپارسيان بكار نداشتند ولكن روزها را نامها داشتند اندر ماه « 13 » وهميگفتند از بهر تسبيح كه اين « 14 » نامهاى ايزد وفرشتگاناند . وبدين
هامش
( 1 ) -Nakchtramana( 2 ) - منازلهاء أو ، خد .
( 3 ) - يك منزل بپردازد منزلهاى خود ، خ .
( 4 ) -Savanamana( 5 ) - آنست كه ، خ .
( 6 ) - خ ( واين روز ) ندارد .
( 7 ) - يعنى روز متعارف كه كارهاى عمومى مردم بدان است .
( 8 ) - وهر يكى ، خد ،
( 9 ) - شمس ، خ .
( 10 ) - قمر است ، خ .
( 11 ) -Deva، كلمهء ديو پيش مردم قديم إيران وهند بمعنى خوب وبرگزيده وخداى فرشتگان بوده وكمكم تغيير معنى داده است تا امروز در ضدّ مقصود اوّل بكار ميرود .
( 12 ) - مشهور كه ، خ .
( 13 ) - يعنى چون أسامي هفته مشهور شده است نام روزها كمكم از ميان ميرود . اما پارسيان چون ماه را بهفته قسمت نميكنند نام روزها ميانشان محفوظ مانده است .
( 14 ) - كه آن ، خد .