پس سال طبيعي وجز طبيعي كدامند
سال طبيعي عبارت است « 1 » از آنمدّت كه اندر أو يكبار گردش گرما وسرما وكشت وزه « 2 » بتمامى بود . وآغاز اين مدّت از بودن آفتابست بنقطهيى از فلك البروج تا بدو بازآيد . وزينجهت بآفتاب منسوب كرده آمد اين سال . واندازهء أو سيصد وشست وپنجروز است وكسرى از چهار يك روز كمتر چنانك ما همى يابيم ، وز چهار يك روز بيشتر چنانك پيشينگان « 3 » همى يافتند . وچون سال طبيعي اين است كه گفتيم ماه أو كه نيم شش يك است از وى ، ماه اصطلاحى است نه طبيعي .
وامّا سال اصطلاحى آنست بنهاد مردمان كه « 4 » دوازده بار چند ماه طبيعي است .
واندازهء وى سيصد وپنجاه وچهار روز است وپنجيك روز وشش يك أو جمله كرده .
واين يازده تير بود اگر شباروزى سى تير « 5 » بود . واين سال را سال قمري خوانند « 6 » .
پس اين كسرها چگونه بكار برند اندر سألها
بسال آفتاب چهار يك روز يله كنند ، تا از وى بچهار سال روزى بحاصل آيد « 7 » . وآنگه أو را بر روزهاى سال بيفزايند تا جمله سيصد وشست وشش روز شوند . واين فعل يونانيان وروميان وسريانيان « 8 » ونيز آن قبطيان مصر بود « 9 » از زمانهء أغسطس قيصر ملك روم باز « 10 » . واين سال را بيونانى
هامش
( 1 ) - عبارتى است ، خد .
( 2 ) - والحرث والنّسل ، ع .
( 3 ) - پيشينيان ، خد .
( 4 ) - سال اصطلاحى بنهاد مردمان آنست كه ، خ .
( 5 ) - بسى تير ، خ .
( 6 ) - سال قمر خوانند ، خ .
( 7 ) - حاصل آيد ، خد .
( 8 ) - سرمانيان ، خ . سرنانيان ، خد .
( 9 ) - خد ( بود ) ندارد .
( 10 ) - باز گويند . خد . منذ زمان أغسطس قيصر ملك الرّوم ، ع .