تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفهيم لاوايل صناعة التنجيم — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥
خوانند . وبر روى زمين كوتاهترين سايه آنروز بود . وز بهر آن كه دايرهء نصف النّهار با أفق بر دو نقطهء شمال وجنوب تقاطع هميكند ، اين تقاطع سمت نيمروزان است . وبا وى بعد ياد نكنند آن جاى البتّه .

چندگونه است سايهء نيمروزان وارتفاع أو

سر سايهء نيمروزان هميشه سوى شمال بود اندر آن شهرهاى كه عرضشان افزونتر بود از ميل بزرگ . وبدين شهرها ارتفاع نيمروزان جنوبي بود . چنانك تمام ارتفاع دورى آفتاب بود از سمت الرّأس سوى جنوب . وبفلك نصف النّهار آفتاب را سه ارتفاع بود . يكى بزرگترين بتابستان چون بسر سرطان رسد ، وسايهء أو خردترين سايه‌ها . وديگر خردترين ارتفاع « 1 » بزمستان چون بسر جدى رسد ، وسايهء أو درازترين سايه‌هاى نيمروزان . وسيوم واسطه است ميان آن دو ارتفاع ، وبا تمام عرض البلد راست بود « 2 » . وسايهء أو را ظل الاستوا وظل الاعتدال خوانند . زيرا كه أو وارتفاعش آنگاه باشند كه آفتاب بسر حمل يا بسر ميزان رسد . وامّا بدان شهرها كه عرض با ميل بزرگ راست بود ، همانست كه گفتيم ، مگر ارتفاع سر سرطان كه نود راست بود ، نه شمالي ونه جنوبي . وآن هنگام سايهء نيم روزان هيچ نبود ونيست شود . وامّا بدان شهرها كه عرضشان كمتر است از ميل بزرگ ، حال ارتفاع وسايهء زمستان وبهارگاه هم بر اين قياس بود كه پيش گفتيم . فامّا ارتفاع سر سرطان از شمال بود نه از جنوب . زيرا كچون آفتاب از سوى شمال آغازد بر آمدن ، ونيز چون از شمال آغازد فرود آمدن وميلش همچند آن شهر شود ، بر سر ايشان بيستد « 3 » وسايهء نيمروزان باطل گردد . وچون ميلش از عرض شهر بيفزايد ، از سمت الرّأس سوى شمال بگذرد . وارتفاع نيمروزان از سوى شمال گردد . وتمامش بعد آفتاب بود
هامش
( 1 ) - ارتفاعها ، خ . ( 2 ) - بوند ، خد . ( 3 ) - بايستد ، خد .