تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفهيم لاوايل صناعة التنجيم — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
چون از آفتاب دور باشد تا نتواند رفتن وراجع گردد . واين وهمى است باطل وبدو مشغول نبايد شدن ، كاندر أو هيچ فايده نيست .

چه چيز است نطاقات

نطاقات دوگونست ، يكى بفلك أوج وديگر بفلك تدوير . امّا نخستين‌گونه آنست كه فلك أوج چهار پاره هميشود بدو خطّ ، يكى خطّ آنستكه از أوج گيرد تا بحضيض . وبدو سر اين خطّ تعديل نبود وجاى ستارهء وسط هم مقوّم بود « 1 » . ورفتن بغايت اختلاف رسد ، چنانك باوج بغايت گرانى باشد . وبحضيض بغايت سبكى . وديگر خطّ آنستكه بر مركز عالم گذرد . وبر نخستين خطّ عمود باشد . وبدو سر اين خطّ ، تعديل بغايت بزرگيش رسيده بود ورفتن ميانه بود « 2 » . پس اين چهارپاره را نطاقات خوانند ونطاق نخستين از أوج است بتوالي . ودوم تا حضيض . وسيّم از حضيض . وچهارم تا أوج . واين صورت آنست .
هامش
( 1 ) - در أوج وحضيض يعنى بعد ابعد وبعد أقرب ، خطّ وسطى وخطّ تقويمى بر يكديگر منطبق باشند وآنجا تعديل نباشد . ازينرو جاى وسطى ستاره بعين جاى مقوّم أو بود . امّا حركت در اين دو نقطه بشتاب وكندى در نهايت اختلاف است . ( 2 ) - از اين گفتار ونيز از شكلى كه در متن رسم شده است برميآيد كه أستاذ ما ابوريحان در تقسيم نطاقات بعد أوسط بحسب حركت ومسير را اعتبار فرموده است زيرا غايت تعديل ورفتن ميانه آنجاست امّا در بعد أوسط بحسب مسافت كه برخى اعتبار كرده‌اند غايت تعديل وسير متوسّط نبود . باتّفاق آراء مبدأ نطاق اوّل بعد ابعد است نسبت بمركز عالم يعنى نقطهء أوج در فلك أوج وذروه در فلك تدوير . وآغاز نطاق سوم بعد أقرب است نسبت بمركز عالم يعنى حضيض فلك أوج يا تدوير . امّا در مبدأ نطاق دوم وچهارم ميان أهل صناعت اختلاف است . برخى بعد أوسط بحسب