ورأس جوزهرّ زهره بثور ( كط مح ) « 1 » . ورأس جوزهرّ عطارد بحمل ( كا يا ) « 2 » .
وامّا رأس جوزهرّ قمر از بهر آنك سخت زودرو است ، جايگاه أو پديد نتوان كردن بىشمار .
بهت چيست
اين نام هندوى است . وايشان بهكتى گويند . ومعنى أو رفتن ستاره است بروزى . وياران ما اين نامرا بر رفتن تقويم كرده همى نهند وبس . وامّا هندوان هم بر اين نهند ، وهم بر رفتن ميانه ، وگويند بهكتى ميانه ، وبهكتى تقويم كرده . وما مقدار ميانه را پيشتر گفتيم ، آنجا كه وسط ستارگان ياد كرديم شبانروزى را . فامّا تقويم كرده ، نتوان پيدا كردن . زيراك أو را حدّ نيست . وستاره گاهگاه زود رود ، وبهتش بزرگ گردد . وگاه گران رود وبهت أو اندك گردد . وگاه مقيم باشد بىبهت ، يا راجع « 3 » .
بهت معدّل چيست
بهت معدّل فضلهاى باشد ميان بهت شمس وبهت قمر ، چون بهت شمس از بهت قمر كم كنى . ونيز فضله بود ميان دو بهت دو ستارهء مستقيم يا راجع . وهر گاه كه دو كوكب باشند وهر دو بيكسو همى روند ، يكى بيشتر ويكى كمتر ، چون خواهى كه وقت گرد آمدنشان بدانى ، پس نتوانى بجاى آوردن ، تا فضله ندانى ميان هر دو رفتن يكى مدّت را . زيراك دورى ونزديكى كه ميان ايشان همى افتد باندازهء اين فضله باشد . وبهت معدّل را نيز حصة المسير « 4 » خوانند .
وبهندوى بهكتى انتر اى فضلهء ميان هر دو بهت . وگه گاه بجاى أو هر دو بهت جمله كرده بكار بايد داشتن ، چون يكى از دو كوكب مستقيم باشد وديگر راجع . واينجمله
هامش
( 1 ) - كط مط ، خد .
( 2 ) - كانا ، ع .
( 3 ) - يا راجع يا مستقيم ، حص .
( 4 ) - خاصّة المسير ، ع .