كه چهار سد وبيست است از هجرت ، جاى ايشان چنانك محمد بن جابر بتانى « 1 » يافته است ، امّا أوج شمس بجوز است ( كدلب ) . وأوج زحل بقوس ( ومج ) . وأوج مشترى بسنبله ( يو مج ) . وأوج مرّيخ بأسد ( ح يج ) . وأوج زهره بجوزا ( كد كط ) .
وأوج عطارد بميزان ( كج مج ) .
جوزهرهاى ستارگان كجااند « 2 »
امّا مردمان مغرب كه يونانيان ورومياناند ، اين جوزهرها را حركتي يافتند بسوى توالى ، همچندان كه حركت اوجهاست وآن كواكب ثابته . زيراك حركت فلك البروج بهمه فلكهاء ستارگان سيّاره هميرسد .
ورأس جوزهرّ زحل از پس أوج اوست بصد وچهل درجه . پس بروزگار ما كه گفتيم اندر دلو باشد ( كو مج ) « 3 » . وآن مشترى از پس اوجش است بهفتاد درجه ، پس به عقرب باشد ( كو مج ) . وآن مرّيخ وزهره وعطارد از پس اوجشان آيد به نود درجه ، پس آن مرّيخ بعقرب باشد ( ح يج ) ، وآن زهره بسنبله ( كد كط ) ، وآن عطارد
هامش
( 1 ) - أبو عبد اللّه محمّد بن جابر بن سنان حرّانى بتّانى( Albatenius )مؤلّف زيج معتبرى است . أوضاع ثوابت را مطابق سال 299 هجرى ( 911 مسيحي ) در زيج خود ثبت كرد ، از سال 264 تا 306 بر صد ستارگان واستخراج أوضاع وأحوال كواكب اشتغال داشت . ودر سال 317 هجرى وفات يافت . كتاب زيج بتّانى ، كتاب معرفة مطالع البروج ، رساله در أقدار اتّصالات ، از مؤلّفات اوست .
( الفهرست ابن النّديم ) .
( 2 ) - آيد ، خد . وبخطّ الحاقى ( آيد بحركتى )
( 3 ) - همه نسخههاى فارسي وعربى كه در دست نگارنده بود در محلّ أوج زحل كه پيش ثبت كرديم وجاى رأس زحل كه اينجا ثبت شده مطابق است . وحال آنكه بيقين در اينجا يا در موضع أوج زحل اشتباهى هست . زيرا كه 140 درجه چهار برج وبيست درجه ميشود . وبنابراين اگر أوج زحل را فرض كنيم در ( قوس ومج ) 140 درجه پيش از أو ميشود ( سرطان يو مج ) و 140 درجه بعد از أو ميشود ( حمل كو مج ) . واگر رأس جوزهرّ زحل را فرض كنيم در ( دلو كو مج ) 140 درجه پس از أو ميشود ( سرطان يو مج ) و 140 درجه پيش از أو ميشود ( ميزان كو مج ) .
مشهور ميان أهل صناعت اين است كه در كواكب متحيّره همه را رأس جوزهرّ بر أوج مقدّم است بجز عطارد را كه رأس جوزهرّش مؤخّر از أوج است : مثلا اگر أوج عطارد را در ميزان ( كو كج لج ) يعنى 26 درجه و 23 دقيقه و 33 ثانيه وأوج زحل را در قوس ( ط كج لج ) فرض كنيم ، راس عطارد در جدى ( كو كج لج ) ورأس زحل در سرطان ( يط كج لج ) خواهد بود .