بچند نيزه دور شده [ و ] بر پهنا . وهمه از صورت أسب بزرگاند . وفرغ بيرون آمدن آب بود از دول ، زيراك تا زيان اين چهار ستاره را بدول تشبيه كردند ، وبرج يازدهم بدلو معروف شد . ونيز هر دو فرغ را دو عرقوه خوانند ، برين وفرودين « 1 » .
[ 28 . بطن الحوت ]
ونام منزل بيست وهشتم بطن الحوت « 2 » واين كوكبى است روشن بر سر آنزن با زنجير ، ونزديك وى ستارگان خرداند وبر خم كشيده . وتازيان ما هي را از آن ساختند ، وين ستاره بشكم ما هي همى افتد ، وز فراخى اين شكم ، بطين را شكمك نام كردند . وگروهى اين منزل بيست وهشتم را رشا نام كردند ، زيراك آن ستارگانرا كه ما هي از آن آمد بر سن تشبيه كنند ، تا دول بي رسن نباشد .
پس راه بدانستن اين منازل « * » چگونه است
پروين از همه منازل قمر پيداتر است مر چشم را . ومعروفتر ميان همه مردمان . پس هرك منازل خواهد دانستن از آن گيرد كه نزديك أو معلوم باشد ، وگر نى از پروين آغازد بر راه قمر سوى مشرق وبمقدار نيزهاى دبران را بجويد . وسوى مغرب بمقدار دو نيزه شرطين را بجويد . وميان أو وميان پروين بطين ببايد جست . چون اين چهار منزل بيابد دورى منزل از منزل بتقريب دانسته آيد جويندهء اين علم را . آنگه بدين اندازه از هر منزلي كه دانسته آيد سوى مشرق ومغرب بر راه قمر دور هميشود وستارهء آن منزل بر آن صفت كه ياد كرديم طلب كند ، وز راه قمر بسوى شمال وجنوب لختكى بگرايد تا آن ستارگانرا بيابد وآن منزل را بداند . وهمچنين يك از پس ديگر بجاى آرد تا از همه منازل بپردازد « 3 » .
هامش
( 1 ) - فرغ اوّل يا مقدّم را عرقوه عليا ، وفرغ دوم يا مؤخّر را عرقوه سفلى خوانند . وعرقوه بر وزن ترقوه دو چوب را گويند كه بر پهنا بشكل صليب بر دلو بندند .
( 2 ) - در حواشي پيش گفتيم كه مراد از حوت در اينجا شكل حوت عرب است . وبايد دانست كه ماه در هيچكدام از ستارگان اين ما هي جاى نميگيرد بلكه از محاذاة بطن الحوت ميگذرد وبهمين مناسبت آنرا از منازل قمر گرفتهاند .
( 3 ) - نگارنده در آغاز كار براي پيدا كردن منازل قمر وپارهاى از كواكب ديگر ستارهء روشن سرخ رنگ دبران يا عين الثّور را كه از قدر اوّل است راهنما قرار داد .
اين ستاره با ستارگان كوچك ديگر كه از سرو روى پيكر ثوراند بشكل عدد هفت 7 درآمده است ودبران سر زاويهء اين شكل جاى وشبهاى تاريك جلوهاى دلرباى دارد واللّه الهادي .
( * ) - اين منازلها حص