جيب بزرگتر كدامست
نيمقطر دايره است وأو را نيز همه جيب خوانند . « 1 »
جيب راست چيست
أو نيمهء وترد وتو كردهء قوس است « 2 » واگر خواهى گوى كه آن عمود است كه از يكسر قوس فرود آيد بر آن قطر كه از ديگر سر قوس آيد وهرگاه كه جيب شنوى مطلق بىصفت ، بدانك أو راست است .
جيب باشگونه كدامست
سهم دوتوى قوس است واگر خواهى گويى آن خطّى است كه ميان آغاز قوس باشد وميان آن سر جيب كه برابر اوست وبزرگترين جيبهاى باشگونه همه قطر است همچنانكه بزرگترين جيبهاى راست نيم قطر است .
تمام قوس وتمام جيب چيست
تمام قوس 13 آن بود كه با وى جمله كنى چهار يك دايره شود تمام . واز بهر اين هرگاه كه قوس را از نود بيفكنى « 3 » تمام أو بماند « 4 » وامّا تمام جيب آنست كه اگر بروى افزايى راست شود با « 5 » جيب بزرگ .
مثلّثها چندگونهاند
هر مثلّثه را سهگوشه است وبرابر هرگوشه خطّى راست است وأو را ضلع خوانند اى
هامش
( 1 ) - مناسب آنست كه ابتدأ تعريف مطلق جيب شده باشد سپس جيب كلّى يا أعظم وجيب مستوى ومعكوس . در مقدّمهء مقالهء اوّل از تحرير اكر مالاناوس گويد « جيب عمودى است كه از يكطرف قوس وارد بر قطري شود كه بر طرف ديگر قوس ميگذرد » واين خود عين تعريفى است كه مصنّف اين كتاب براي جيب مستوى آورده است . بيرجندى در شرح زيج وهمچنين در شرح تذكره ميگويد جيب أصلا كلمهء هندى است وهنديها وتر را جيبا ونيمهء أو را جيبا در گويند ودر محاسبات نجومى اعمال وتر نكنند بلكه نيمهء وتر را كه جيب است بكار برند ونام كلّ را بمجاز بر نصف اطلاق كردهاند .
( 2 ) - الجيب المستوى هو نصف وتر ضعف القوس وان شئت قلت هو العمود النازل من احدى طرفي القوس على القطر الخارج من طرفها الاخر ومتى ما رايت جيبا بالاطلاق فاعلم انّه مستوى ، ع .
( 3 ) - بيوكنى ، حص .
( 4 ) - نمايد ، حص « ولذلك إذا نقص القوس من تسعين بقي تمامه » ، ع .
( 5 ) - تا ، خد .