تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفهيم لاوايل صناعة التنجيم — صفحة 11

مساهمون:

ص١١
مسقط الحجر خوانند واين « 1 » نه بسخن اندر خور است ونه بمعنى .

پس ديگر ضلعها را نامى هست

آن ضلع را كه برابر قائمه يا منفرجه باشد أو را ضلع مهين خوانند واندر مثلّثهء قائم الزّاويه خاصّه « 2 » أو را قطر خوانند ووتر قائمه نيز خوانند . وامّا دو ضلع ديگر را آنك از هر دو خردتر باشد أو را اقصر الاصغرين گويند اى كوتاهتر هردو خرد وآنك از هردو مهتر باشد أو را أطول الاصغرين خواننداى درازتر هر دو خرد .

چهار سوها چند گونه‌اند

نخستين مربّع است كه متساوي الأضلاع گويند واين آنست كه هر چهار پهلوى أو با يكديگر راست وبرابر باشند وزاويهء هر چهار قائمه باشد بر مثال خشت « 3 » وهردو قطر كه از زاويه‌اى بزاويه‌اى برآيد همچند يكديگر باشند . وديگر مستطيل كه درازا دارد واين آنست كه هر چهار زاويهء أو قائمه باشند وهردو قطر متساوي وهر پهلويى از أو آن پهلو را راست باشد كه برابر اوست ومخالف آنرا كه « 4 » بدو پيوندد . وسه ديگر معيّن است واين آنست كه هر چهار پهلوى أو راست باشند وهر دو قطر أو يكديگر را نه راست بود « 5 » وهمه زاويه‌هاى أو نه قائمه . وچهارم مانندهء معيّن 14 است واين آنست كه هر دو قطر أو نه راست بود وهر دو ضلع برابر يكديگر را راست باشند وديگر مخالف « 6 » وهرچ از « 7 » چهار پهلوها جز اين باشد أو را منحرف « 8 » خوانند مگر « 9 » آن مضلّعات كه پهلو - هاى ايشان راست باشند ونيز زاويه‌هاى ايشان راست باشند ، كه ايشان را از عدد پهلوها نامى بيرون آرند چون پنج پهلو را كه مخمس گويند وشش پهلو كه مسدس
هامش
( 1 ) - أزين ، خ . ( 2 ) - خاص ، خ . ( 3 ) - « بر مثال خشت وهيچ زيادت ونقصان در پهلوهاء اين مربّع كه گفته شد نباشد واين مربّع را كه متساوي الأضلاع مىگويند چهار زاويه باشد كه آن چهار قائمه باشد بىتفاوت وهر دو قطر أو كه از زاويه‌اى بزاويه‌اى برابر آيد همچند يكديگر باشند » خد . ( 4 ) - ومخالف آنكه ، خد . س ( 5 ) - خد ( بود ) ندارد . ( 6 ) - وهردو ضلع أو برابر يكديگر راست وديگر مخالف ، خد . ( 7 ) - از اين ، خ . ( 8 ) - محرف ، حص . ( 9 ) - مگر كه ، خ .
التفهيم لاوايل صناعة التنجيم — صفحة 11 | أبو ريحان البيروني