چگونگى تصحيح كتاب
مقصود از تصحيح كتاب بعقيدهء من ، مقابله كردن چند نسخه ونوشتن نسخه بدلها واختلافات نسخ در حواشي نيست . چه خواننده در اين حال عينا حال خود مصحّح را دارد كه چند نسخهء مختلف در مقابل خود مىبيند ، با اين تفاوت كه بواسطهء علامتها ورادّهها در متن وحواشي سرگردان شده ومعلوم نيست كه شخص مصحّح نسخهها را چطور خوانده وكلمات را چگونه حذف وايصال كرده وكدام را خطا وكدام را صواب دانسته است . در صورتي كه اگر خود نسخهها پيش چشم خواننده بود شايد خود بهتر از عهدهء تصحيح وفهم مطلب برميآمد .
تصحيح حقيقي آنست كه كار بدست كار شناس وأهل خبرت بيفتد تا بواسطهء احاطه ومهارتى كه در فنّ دارد بتواند صحّت وسقم مطالب وعبارات وهمچنين صحيح ومغلوط نسخههاى متعدّد را تشخيص بدهد ، وآنگاه از روى چند نسخه كه مناط اعتبار ميباشد يا بحدس صائب خويش كه از كثرت ممارست وتمرين در كار حاصل شده ومقرون بدلائل وامارات كافى است كتابي را تصحيح كرده در دسترس خوانندگان بگذارد وبار زحمت ورنج تتبّع وحيرت ودچار شدن بأغلاط نسخهها را از دوش ديگران بردارد واگر خواننده را كاملا خاطر جمع واز ديگر نسخهها بىنياز نميسازد ، لا اقلّ أو را مطمئنّ كند كه صحيحترين وكاملترين نسخ را در دست دارد ، نه اينكه مانند بسيارى از كتب چاپ شده اغلاطى بر اغلاط نسخ خطّى ورنجى بر رنجهاى خوانندگان برافزايد .
علماى مذهبي گذشتهء ما يعنى أرباب فقه وحديث وتفسير غالبا در تصحيح واستنساخ ، اين سنّت را داشتند كه كتاب را پيش مشايخ واستادان فن بطريق قرائت يا سماع وغيره تصحيح ميكردند واجازهء نقل وروايت ميگرفتند ودر نقل وتصحيح كتاب امانت علمي وتقواى مذهبي بخرج ميدادند « 1 » .
هامش
( 1 ) - در كتاب تذكرة السّامع والمتكلّم في آداب العالم والمتعلّم تأليف بدر الدّين محمّد كناني متوفّى 733 فصلى مبسوط راجع به كيفيّت استنساخ وتصحيح ومقابلهء كتب نوشته كه مورد استفاده است .
در كتب رجال ودرايت نيز در كيفيّت قرائت وسماع واقسام روايت حديث وكتاب از مشايخ مطالب سودمند نوشتهاند .